X
تبلیغات
سلوک110

LOGO

هو یا علی ع
 
  • دوشنبه بیست و ششم دی 1390 - 15:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
اصل مسئله مشروعیت زیارت قبر بزرگان دین، از جمله مسائل مسلّم نزد همه فرقه‌های اسلامی است اما متاسفانه اخیراً فرقه ضاله و غیر اسلامی وهابیت با دسیسه‌های آمریکایی و صهیونیستی در صدد تبلیغ، علیه این عمل شرعی هستند که با مطالعه و تحقیق مسلمانان در این مورد، تبلیغات آن‌ها بی‌ثمر مانده و خواهد ماند. تبلیغات این گروه ضد دینی و ضد اسلامی با هدف کوتاه کردن دست مسلمانان از این منبع عظیم و پر خیر و برکت انجام می‌شود.
زیارت خانه کعبه که جزو واجبات اساسی و غیر قابل انکار است، نمونه ای از انواع زیارات است که حتی وهابیان افراطی هم به آن اذعان دارند. (برای مطالعه بیشتر در این باره می‌توانید به کتاب‌هایی که در این مورد نگاشته شده، مراجعه کنید. از جمله این کتاب‌ها، کتاب «آیین وهابیت» اثر گران‌قدر حضرت آیت الله سبحانی است).
از سوی دیگر ائمه بزرگوار شیعه، همواره به زیارت قبر پیامبر اعظم اسلام و ائمه قبل از خود مشرف می‌شدند و زیارت نامه‌های هم برای زیارت از ایشان نقل شده که مقداری از آن‌ها در کتاب پر برکت مفاتیح‌الجنان آمده است. حتی برای زیارت برخی از امام‌زادگان بلند مرتبه مثل کریمه اهل‌بیت حضرت معصومه (علیها السلام) زیارت نامه‌هایی از معصومین صادر شده است.
صدور این زیارت نامه‌ها گواهی روشن بر مشروعیت و نیز انجام زیارت از سوی معصومین است.

*تعریف و انواع زیارت
زیارت کردن یک مکان به معنی حضور فیزیکی در یک مکان به قصد زیارت کردن فرد زنده یا از دنیا رفته ای است که آن مکان منسوب به اوست. مثلاً زیارت پدر و مادر، رفتن به خانه آن‌ها در زمان زنده بودن و حضور بر سر مزار آنان بعد از فوت آن‌هاست.
به طور کلی زیارت را می‌توان به پنج دسته واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام دسته بندی کرد.
زیارت‌های واجب: زیارت خانه خدا برای کسی که مستطیع باشد، برای یک بار در تمام عمر واجب است.
همچنین زیارت ائمه یا امام‌زادگان و نیز حج مستحبی در صورتی که در مورد آن‌ها نذر صحیحی انجام شده باشد، به خاطر انجام نذر، واجب می‌شوند.
زیارت‌های مستحبی: حج مستحبی یا زیارت قبر ائمه اهل‌بیت و امام‌زادگان در هر حال مستحب است مگر اینکه مورد نذر واقع شده باشد.
همچنین صله رحم از جمله زیارت‌های مستحبی است.
زیارت‌های حرام: گاهی از اوقات به خاطر اموری خاص، برخی از زیارت‌های مستحبی، حکم حرام را پیدا می‌کنند. مثلاً رفتن به زیارت ائمه برای فرزند در صورتی که پدر و مادر او را از رفتن نهی کنند یا رفتن به زیارت باعث آزار آنان باشد، حرام است. همچنین اگر بانوان بدون رضایت شوهران خود به زیارت بروند، مرتکب کار حرام شده‌اند.
همچنین اگر حاکم اسلامی به خاطر مصالحی حج یا زیارت‌های مستحبی را برای مدتی ممنوع اعلام کند، زیارت آن مکان‌ها جایز نیست. (چنانچه امام راحل عظیم‌الشأن، حج را برای مدتی ممنوع اعلام کردند).
همچنین اگر زیارت مستحبی به جهت شرایط خاص، کمک به ظالمین محسوب شود با سنجیدن تمام جوانب مسئله می‌توان حکم حرمت را بر آن جاری کرد. (البته این مسئله در زمان غیبت از اختیارات ولی فقیه است).
زیارت‌های مکروه و مباح: شاید بتوان برای این دو مورد هم مثال‌هایی ذکر کرد که به جهت عدم ابتلا از آن‌ها خودداری می‌شود.
نکته: چنانکه گفته شد، زیارت‌های مستحبی با نهی والدین و همسر بر فرزندان و بانوان حرام می‌شود. این مسئله در مورد تمام مسافرت‌های دیگر هم همین حکم را دارد. یعنی مسافرت‌های غیر واجب تفریحی و ... هم اگر مورد نهی پدر و مادر یا همسر قرار بگیرد، حرام می‌شوند.
باید توجه داشت که نماز در مسافرت حرام، کامل خوانده می‌شود و روزه ماه رمضان را هم باید انجام داد.

* کیفیت انجام زیارت
گاهی از اوقات زیارت ائمه یا امام‌زادگان به خاطر نذر کردن واجب می‌شود. در این مواقع علاوه از حضور فیزیکی در حرم آن امام یا امامزاده باید به آن امام یا امامزاده سلام هم داد، که با سلام دادن به ایشان نذر ادا شده است. مثلاً اگر نذر کرده که به زیارت امام رضا برود باید بعد از رفتن به حرم ایشان حداقل یک بار بگوید : «السلام علیک یا علی ابن موسی» که بدین ترتیب زیارت واجب محقق می‌شود. البته آنچه گفته شد به عنوان حداقل شرعی بود؛ ولی سزاوار است که زیارت نامه های مخصوص ائمه را در حرم ایشان فراموش نکنیم.
زیارت «جامعه کبیره» و زیارت نامه های موجود در مفاتیح‌الجنان از بهترین نمونه زیارت‌نامه‌ها هستند.
البته باید توجه داشت که تفاوت لغات و زبان‌ها باعث دوری از اهل‌بیت نیست. ایشان رازهای دل و زبان همه خلایق را می‌دانند و نظر لطف و کرم ایشان در همه حال بر مردم و ارادتمندانشان گسترده است.

*زیارت و حقوق واجبه
پرداختن حقوق واجبه مثل زکات و خمس یک واجب شرعی است و بدون قصد زیارت هم باید پرداخت شوند. اما گاهی به زیارت کردن هم مربوط می‌شوند.
برای مثال در برخی شرایط، حج واجب یا مستحب به خاطر نپرداختن حقوق واجبه، باطل می‌شوند و فرد بعد از برگشتن به وطن هم در حالت احرام باقی می‌ماند.

**آداب زیارت

زیارت کردن آداب بسیاری دارد که به برخی از آن‌ها اشاره خواهیم کرد.
*غسل برای زیارت معصومین (علیهم السلام)
مستحب است انسان برای زیارت قبر معصومین غسل زیارت بکند. البته برای زیارت قبر امام‌زادگان غسل مستحب نیست بلکه مشروع هم نیست.
خوب است همراه غسل زیارت نیت غسل توبه و غسل نشاط برای عبادت هم بکنند تا خداوند نشاط و توفیق استفاده بیشتر از محضر معصوم را به ایشان عطا کند.
 
*بوسیدن ضریح و عتبه
بوسیدن ضریح در روایات اسلامی وارد شده و اشکالی ندارد. البته باید توجه کرد که بوسیدن ضریح باعث آزار و اذیت دیگر زائران و تضییع حقوق آنان نباشد.
بوسیدن عتبه به قصد احترام به صاحب قبر اشکال شرعی ندارد، اما اگر در محل‌هایی مثل مسجد پیامبر در مدینه، باعث سبکی و وهن مذهب اهل‌بیت شود، جایز نیست.
*نماز خواندن پشت به ضریح معصومین
برخی از علما، پشت کردن به ضریح معصومین برای خواندن نماز واجب یا مستحب را جایز نمی‌دانند و آن نماز را هم باطل می‌دانند. البته اگر بین ضریح معصوم و نمازگزار دیوار و مانند آن حائل باشد که صدق بی احترامی به معصوم نشود، اشکالی ندارد.
این حکم فقط در مورد قبر معصومین جاری است.
 
*نماز زیارت
مستحب است بعد از زیارت معصومین و خواندن زیارت نامه دو رکعت نماز، مثل نماز صبح، به نیت نماز زیارت خوانده شود. البته نماز زیارت فقط در مورد معصومین وارد شده است.
مؤمنین می‌توانند در حرم امام‌زادگان، نماز مستحبی عادی (غیر از نماز زیارت) بخوانند و ثواب آن را به آن امامزاده هدیه کنند.
همچنین می‌توان نمازهای مستحبی از طرف اموات در حرم به جا آورد یا بعد از خواندن نماز مستحبی، ثواب آن را به اموات هدیه کرد.
زیارت کردن صاحب مزار از طرف زندگان و اموات هم بی اشکال است.

*حکم نماز در برخی از حرم‌ها
به نظر امام راحل و بسیاری دیگر از علما، مسافری که قصد ده روز را نکرده و نمازش شکسته است، مختار است که در چهار مکان نمازش را چهار رکعتی یا دو رکعتی (تمام یا قصر) بخواند. (هرچند برخی دیگر از بزرگان این اختیار را به مسافر نداده‌اند و نماز را قصر می‌دانند).
یعنی اختیار با اوست که تمام بخواند یا شکسته.
این چهار مکان عبارتند از: 1.مسجدالحرام 2.مسجد پیامبر 3.مسجد کوفه 4. حرم امام حسین (علیه السلام).
البته اگر قصد اقامت ده روز را کرده باشند باید در هر صورت نماز را تمام (چهار رکعتی) بخوانند.
روزه مثل نماز نیست و مسافری که نمازش شکسته شده (هرچند در این چهار مکان تمام هم بخواند)، باید روزه خود را افطار کند.

*تشرف به حرم معصومین در حالت وجوب غسل
برای مردان و زنان جایز نیست که در حالتی که غسل جنابت یا حیض و نفاس و استحاضه بر گردن دارند، وارد حرم امامان شوند. بلکه باید بعد از غسل جنابت یا تمام شدن ایام حیض و نفاس و انجام غسل آن‌ها، به حرم امامان مشرّف شوند.
البته اگر مستحاضه غسل‌های خود را انجام داده باشد می‌تواند وارد حرم امام معصوم شود.
داخل شدن در حرم امامان در حالی که غسل مسّ میت بر گردن مکلف است، اشکالی ندارد.
البته این حکم در مورد حرم امامان معصوم است و داخل شدن در حرم امام‌زادگان برای این افراد اشکالی ندارد، مگر آنکه واقعاً بی احترامی به ایشان محسوب شود.
افراد ذکر شده باید دقت کنند که اگر در میان حرم امام‌زادگان، مسجدی واقع باشد از ایستادن در آن خودداری کنند؛ اما می‌توانند از یک طرف مسجد وارد شوند و بدون توقف از سوی دیگر خارج شوند.

** چکیده آداب زیارت
- غسل زیارت معصوم چنانچه گذشت.
- ترک کلام بیهوده در حرم
- پاک بودن و تمیز بودن بدن و لباس
- استعمال بوی خوش (مگر در زیارت سید الشهداء)
- استفاده از لباس تمیز، نو و سفید
- حرکت با آرامی و وقار در حرم و مسیر تشرف به آنجا
- مشغول بودن به ذکر و صلوات در مسیر تشرف
- عدم توجه به امور دنیوی و ساختمان حرم در محضر معصوم
- خواندن اذن دخول‌های معروف و سعی در گریه و تواضع
- بلند نکردن صدا در محضر معصوم
- توبه، استغفار و تلاوت قرآن
- به آرامی و عقب عقب بیرون رفتن از محضر معصوم.
نکته: مستحب است انسان بر سر مزار پدر و مادر، طلب حاجت از خداوند بکند.

نویسنده: حجت‌الاسلام مرتضی کیوانی


 
  • جمعه بیست و سوم دی 1390 - 23:5
  • دسته بندی : طب سنتی
  • نویسنده: سلوکیه
فصل‌ها بر بدن انسان تأثیر می‌گذارند و تغییراتی را ایجاد می‌کنند؛ فصل بهار گرم و تر است و در این فصل افرادی که مزاج گرم و تر دارند (افراد دموی)، خصوصاً اگر در سن رشد باشند، مشکلات بیشتری خواهند داشت چون حرارت و رطوبت بر مزاج آنها غلبه پیدا می‌کند.

فصل تابستان، گرم و خشک است بنابراین علائم گرمی و خشکی در افراد با مزاج گرم و خشک (صفراوی) که در دوره جوانی هم به سر می‌برند، تشدید می‌شود. در تابستان، این افراد و همچنین افرادی که فعالیت زیادی دارند، بهتر است بیشتر غذاهای سرد و تر مصرف کنند و به خصوص افرادی که مزاج گرم و خشک دارند بهتر است مواد غذایی مانند لبنیات، آب دوغ خیار و آب میوه و هندوانه بخورند.

فصل پاییز، سرد و خشک است و در این فصل بیماری‌های پوستی، مانند اگزما و ترک پوست، خشکی لب‌ها، بواسیر و افسردگی شیوع بیشتری پیدا می‌کند و بهتر است در این فصل بیشتر غذاهای گرم و مرطوب مانند بادام و گوشت گوسفند مصرف شود.

فصل زمستان دارای طبیعت سرد و تر است و زمینه‌ساز تشدید یا بروز بیماری‌های بلغمی است و به همین علت افراد بالای 50 سال بیشتر در این فصل دچار مشکل می‌شوند.

افراد می‌توانند مزاج خود را تنظیم کنند، به عنوان مثال اگر مهندس راه‌سازی جوانی که عصبی و حساس است در فصل تابستان برای کار به منطقه کویری کشور برود، چون تمام عوامل مؤثر بر مزاج به سمت گرمی و خشکی گرایش دارد و استعداد ابتلا به بیماری‌های مزاج گرم در این شخص زیاد است، برای پیشگیری از بروز مشکل بهتر است این فرد کاهو، سکنجبین و آب فراوان بخورد، هیجان‌زده و عصبانی نشود، با آب خنک حمام کند و از غذاهای گرمی‌بخش، مثل فلفل و سیر بپرهیزد همچنین غذاهای سرد و رطوبت‌بخش مصرف کند. 

سید محمدابراهیم ابراهیمی، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: افرادی که دارای طبیعت سرد و تر هستند و خلط بلغم در خونشان زیاد است معمولاً افرادی هستند که رطوبت در بدنشان غلبه کرده است.

به گفته وی، افراد بلغمی احساس خستگی زیادی در بدن دارند، بدنشان پف آلود است و چاق هستند ولی بدنشان از چربی تجمع پیدا کرده و چاقی ناشی از تجمع گوشت ندارند.

افراد بلغمی بیشتر دچار نفخ شکم و درد مفاصل می‌شوند

این محقق طب اسلامی می‌افزاید: افراد بلغمی بیشتر دچار نفخ شکم و درد مفاصل می‌شوند همچنین ورزش‌های خشک مانند پیاده روی و ورزش‌های توپی برای از بین رفتن رطوبت و سردی بدن مفید است.

ابراهیمی بیان می‌دارد: برای درمان بلغمی مزاج‌ها، مصرف غذاهای با طبیعت گرم و خشک را به بیمار پیشنهاد می‌کنیم تا سردی بیمار به وسیله گرمی غذا و رطوبت و تری بیمار با خشکی غذا از بین برود؛ افراد بلغمی مزاج از نظر میل جنسی کم توان هستند و زود خسته می‌شوند ولی اصلاح طبع این افراد می‌تواند مشکل را برطرف کند.

وی می‌گوید: مصرف غذاهایی مانند خرما، ارده، شیره و ادویه‌هایی مانند دارچین و زنجبیل برای این افراد مفید است و برخی داروهای گیاهی مانند زنیان نیز می‌تواند رطوبت و سردی را کاهش دهد.

مینا موحدی،‌دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: برخی بیماری‌ها مانند سرماخوردگی که در طب سنتی به زکام و نزله معروف است، به دلیل سردی بدن ایجاد می‌شود.

به گفته وی، در زمستان به دلیل افزایش رطوبت بدن، زکام و نزله افرایش پیدا می‌کند و حتی برخی بیماری‌ها مانند بیماری‌های ریوی و مفصلی در این فصل به دلیل تجمع رطوبت در بدن افزایش پیدا می‌کند؛ این افزایش رطوبت می‌تواند موجب بروز ناراحتی‌هایی در سیستم گوارشی، سیستم قلب و عروق و شنوایی و بینایی شود.
 
ورزش در زمستان موجب گرم شدن بدن می‌شود

دستیار تخصصی دکترای طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه می‌کند: افرادی که دارای مزاج سرد و تر هستند، سرما باعث افزایش رطوبت سیستم بدن آنها می‌شود این افراد در اواخر پاییز باید حرکات ورزشی را افزایش دهند تا در فصل زمستان بدنی مقاوم و گرمتر داشته باشند که موجب کاهش بیماری‌ها می‌شود.
 
موحدی بیان داشت: یکی از عواملی که از بروز بیماری و سرماخوردگی در فصل زمستان پیشگیری می‌کند، پوشاندن سر است. افراد به خصوص پس از استحمام باید سر را بپوشانند؛ افرادی که دارای طبیعت سرد و تر هستند، در فصل زمستان دچار مشکلاتی می‌شوند و بروز سرماخوردگی به دلیل افزایش خلط بلغم افزایش پیدا می‌کند.

سیدعلی ابوالحبیب، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار می‌دارد: دخالت دادن فصل و موقعیت جغرافیایی در تغذیه مناسب در آن فصل بسیار اهمیت دارد.

به گفته وی، فصل تابستان دارای مزاج گرم و خشک است و به همین دلیل افرادی که دارای طبع صفراوی هستند در این فصل شدیداً دچار بحران جسمی و روحی می‌شوند.

صفراوی مزاج‌ها تحمل گرمای تابستان را ندارند

این محقق طب اسلامی بیان می‌کند: صفراوی مزاج‌ها تحمل گرمای تابستان را ندارند. این افراد در تابستان نباید از مواد غذایی گرم و خشک استفاده کنند و بهتر است از غذاهای با طبع سرد و تر بیشتر مصرف کنند تا به اصطلاح جگر مصرف کننده خنک شود.

ابوالحبیب ادامه می‌دهد: فصل زمستان، فصل سرد و تر است و معمولاً افرادی که بلغمی مزاج هستند و دارای طبع سرد و ترند در این فصل احساس سرمای بیشتری می‌کنند که باید از مواد غذایی گرم مثل عسل، ارده و شیره استفاده کنند.

وی اضافه می‌کند: استفاده از ادویه‌‌های مناسب در رژیم غذایی می‌تواند مفید باشد زیرا ادویه‌ها می‌توانند مزاج غذاها را به نفع افراد تغییر دهند و افرادی که بلغمی هستند، ماست را نباید به تنهایی مصرف کنند و باید آن را با مصلح (ماده غذایی که طبع غذا را اصلاح می‌کند، مانند پونه، ‌نعناع یا انیسون) مصرف کنند.

 
  • پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 - 13:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
 

خبرگزاری فارس: اعضای شبکه اجتماعی 'افسران' عکس کاربری خود را به تصویر شهید 'احمدی‌روشن' تغییر دادند

دیرروز وقتی از دوستان شنیدم مصطفی احمدی روشن شهید شده است اصلا تعجب نکردم چون هر کسی که مصطفی را می‌شناخت می‌دانست که او عاشق شهادت بود و مرگی غیر از شهادت برازنده او نبود.

مصطفی عزیز وقتی که تصویرت را دیدم که در هنگام شهادت با پیراهن عزای مولایمان حسین در آغوش حضرت آرمیدی غبطه خوردم.همچون مولایت بدنت پاره پاره شده بود امروز وقتی با بچه‌ها صحبت می‌کردیم همه غبطه می‌خوردند. غبطه می‌خوردند چون به نقل از همسرت شنیده بودند که در این روزهای آخر خواب امام زمانمان را دیده‌ای که گفته‌اند از شما راضی هستند. اما همه می‌گفتند که مصطفی لیاقتش را داشت.
مصطفی لیاقتش را داشت چون در ولایتمداری گوی سبقت را از همه ما ربوده بود. مصطفی لیاقتش را داشت چون در اخلاص پیشتاز بود. مصطفی لیاقتش را داشت چون هیچ وقت به هیچ چیز بی‌توجه نبود. مصطفی زندگی را جهاد می‌دانست. مصطفی در برابر منکر سکوت نمی‌کرد. مصطفی اهل مبارزه بود.
مصطفی جان امروز با بچه‌ها یاد اردوهای بازدید از مناطق جنگی جنوب را می‌کردیم. روزهایی که لحظه لحظه‌اش در کنار تو برایمان خاطره بود. با آن خنده‌های دلنشینت.

مصطفی جان امروز وقتی دیدم مادرت توصیه کرد که فقط راهت را ادامه بدهیم احساس کردم بار سنگینی روی دوشمان است ولی مصطفی جان مطمئن باش تا جان در بدن داریم راهت را ادامه می‌دهیم در هر جبهه‌ای که هستیم. در جبهه پژوهش، در جبهه تولید علم، در جبهه جنگ سخت و ما هم در جبهه جنگ نرم.


 
  • پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 - 9:39
  • دسته بندی : متفرقات دینی
  • نویسنده: سلوکیه
یک آسیب‌شناس اجتماعی با اشاره به اینکه میان اطاعت از دستورات دینی، نیکوکاری و طول عمر رابطه مستقیمی وجود دارد، گفت: اطاعت از دستورات دینی با ترشح هورمونی خاص در بدن موجب بالا رفتن سیستم دفاعی، سلامتی و طول عمر می‌شود.
 

مجید ابهری در گفت‌و‌گو با خبرنگار جامعه فارس اظهار داشت: یک پژوهش علمی که توسط گروه آسیب‌شناسی بنیاد علوم رفتاری بر روی 4 هزار 600 نفر از افراد دارای باورهای دینی و 3 هزار و 250 نفر از افرادی که دارای سوابق بزهکاری و جرم بودند صورت گرفت،‌ مشخص کرد سیستم دفاعی بزهکاران و گناهکاران ضعیف‌تر از نیکوکاران است.

وی افزود: گناهکاران و مجرمان نه تنها از نظر روانی و رفتاری دچار اضطراب،‌افسردگی و پشیمانی می‌شوند بلکه از نظر جمعی نیز به خاطر ترشح هورمون ایموگلوبولین سیستم دفاعی بدنشان کاهش یافته و در معرض ابتلا به بیماری‌های جسمی قرار می‌گیرند.

این آسیب شناس اجتماعی با بیان اینکه اعتماد به نفس و آرامش روحی و روانی ناشی از اطاعت از دستورات دینی علاوه بر اینکه از ترشح این هورمون در بدن جلوگیری می‌کند و باعث بالا رفتن سیستم دفاعی بدن می‌شود باعث سلامتی و طول عمر نیز می‌شود.

ابهری ادامه داد: با انجام این پژوهش مشخص شد طول عمر و سلامتی در میان افراد نیکوکار به دلیل رعایت موارد اخلاقی بیشتر است.  


 
  • دوشنبه نوزدهم دی 1390 - 15:32
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه

در یادداشت فقهی این هفته، احکام نمازهای مستحبی به همراه طریقه خواندن نماز شب بیان می‌شود.

 

در شرع انور اسلام علاوه از برخی نمازها که انجام آن‌ها بر همه مکلفین واجب و یکسان است، نمازهای مستحبی بسیاری نیز تشریع شده است که انجام آن‌ها برای تقرب بیشتر به خداوند و نیز برخی دیگر از خواص دنیوی یا اخروی توصیه شده است.
در یادداشت فقهی این هفته، احکام نمازهای مستحبی را به همراه طریقه خواندن نماز شب بیان خواهیم کرد. امید است خداوند متعال توفیق نماز مستحبی از جمله نماز شب را به همه ما عطا فرماید.

* برخی از خصوصیات نمازهای مستحبی

- تمام شرایط نمازهای واجب از جمله پاک بودن بدن و لباس، غصبی نبودن آن‌ها، طهارت وضویی و در صورت لزوم غسل و دیگر شرایط نماز واجب، در نمازهای مستحبی هم باید رعایت شود.
پس نماز مستحبی بدون وضو یا با لباس نجس، مثل نماز واجب، باطل است. (البته در مورد رو به قبله بودن، ایستاده بودن و خواندن سوره مطالبی خواهد آمد).
- انسان می‌تواند در حال توانایی و اختیار هم نماز مستحبی را نشسته بخواند. البته در این صورت ثواب و ارزش آن نصف نماز در حالت ایستاده است؛ پس اگر کسی بخواهد به ثواب کامل برسد باید دو برابر نماز بخواند تا ثواب کامل را درک کرده باشد. (البته از آنجا که نماز مستحبی چهار رکعتی نداریم باید نمازهای اضافه شده را در هر دو رکعت سلام داد یعنی دو رکعت دو رکعت خواند). مثلاً نافله نماز صبح دو رکعت است که اگر کسی بخواهد نشسته بخواند و ثواب کامل هم به او برسد، می‌تواند دو تا دو رکعتی در حالت نشسته بخواند، و البته می‌تواند به همان دو رکعت نشسته هم با نصف ثواب اکتفا کند.
البته اگر نماز مستحبی را نشسته بخواند اما یک یا دو آیه از سوره را در حالت ایستاده بخواند مثل آن است که نماز را از ابتدا ایستاده خوانده است. مثلاً اگر بعد از سوره حمد (در حالت نشسته) شروع به خواندن سوره توحید کند و هنگامی که به آیه «لم یلد و لم یولد» رسید بایستد و تا آخر سوره را ایستاده بخواند، مثل آن است که از ابتدا ایستاده خوانده و لازم نیست تعداد رکعات را دو برابر بکند. این طریقه در آن دسته از نمازهای مستحبی مفید است که دارای سوره‌های زیادی هستند (مثلاً صد تا سوره توحید) که می‌تواند تمام سوره‌ها را جز سوره آخر نشسته بخواند و سوره اخیر را ایستاده بجا آورد که خداوند عالم با کرم و بزرگواری خود، از او به عنوان ایستاده قبول خواهد فرمود.
- اگر انسان نماز مستحبی را در حالت نشسته یا ایستاده می‌خواند و از جهت قبله هم اطلاع دارد، باید نماز را رو به قبله بخواند. اما اگر در خالت راه رفتن می‌خواهد نماز مستحبی بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد. در این حالت رکوع و سجود را با اشاره سر بجا می آورند و برای سجود سر را کمی بیشتر از رکوع خم می‌کنند.
- تمامی نمازهای مستحبی دو رکعتی هستند، مگر نماز وتر که یک رکعتی است و آخرین رکعت نماز شب محسوب می‌شود. بنابراین خواندن یک رکعت به نیّت یکی از معصومین برای برآورده شدن حاجات و نگه داشتن رکعت دیگر برای وقتی که حاجات آن‌ها روا شود، نامشروع است.
- نمازهای مستحبی سوره ندارند، یعنی می‌توان بعد از حمد رکوع را انجام داد؛ البته اگر سوره بخوانند فضیلت بیشتر دارد. البته اگر کسی بخواهد برخی از نمازهای مستحبی که مثلاً در مفاتیح‌الجنان یا دیگر کتاب‌های دعا آمده و سوره یا سوره های خاصی دارد را به جا آورد و به ثواب مخصوص آن‌ها نائل شود، باید سوره های گفته شده را بخواند. اما در نوافل روزانه و نماز شب و نیز نماز مستحبی که انسان با اختیار خود می‌خواند، خواندن سوره لازم نیست.
- قطع کردن نماز مستحبی قبل از پایان نماز حرام نیست؛ اما قطع کردن نماز واجب، حرام است.

* نوافل روزانه

در میان نمازهای مستحبی به نوافل روزانه که البته نماز شب هم از آن‌ها محسوب می‌شود، تاکید فراوان شده است.
برای آشنایی خوانندگان با این نوافل، تعداد رکعات و وقت انجام آن‌ها را یادآور می‌شویم.
نافله صبح: دو رکعت قبل از نماز صبح
نافله ظهر: هشت رکعت (چهار تا دو رکعت) بعد از اذان ظهر و قبل از نماز ظهر. (البته وقت نافله ظهر محدود است که برای آشنایی، می‌توانید وقت دقیق آن را در رساله های توضیح المسائل بیابید. اما اگر در اول وقت اذان ظهر شروع به نافله کنیم، تمام این هشت رکعت در وقت خود واقع می‌شود).
نافله عصر: هشت رکعت (چهار تا دو رکعت)، که مابین نماز ظهر و عصر خوانده می‌شود. (نافله عصر هم وقت خاصی دارد که در رساله های توضیح المسائل نوشته شده، اما اگر بعد از نوافل ظهر و نماز ظهر، بدون فاصله زیاد مشغول نوافل عصر شویم، همه آن‌ها در وقت خود واقع می‌شود).
نکته: در روزهای جمعه، به هر یک از نافله‌های ظهر و عصر دو رکعت اضافه می‌شود؛ یعنی هر کدام پنج تا دو رکعتی بجا آورده می‌شوند.
نافله مغرب: دو رکعت است که بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود.
نافله عشاء: دو رکعت است که بعد از نماز عشا به صورت نشسته بجا آورده می‌شود و نمی‌شود آن را ایستاده خواند.
نکته: در متون دینی و توصیه‌های بزرگان آمده است که انسان باید مستحبات را به اندازه ظرفیت و علاقه خود انجام دهد. از این رو، فشار بیش از اندازه به نفس برای انجام اعمال مستحبی نارواست و باید مستحبات را در حد توان و علاقه انجام داد. در مورد نوافل هم – برای کسی که حوصله انجام تمام آن‌ها را ندارد – می‌توان فقط برخی از آن‌ها را به جا آورد و لازم نیست مثلاً تمام هشت رکعت نافله ظهر را انجام داد، بلکه می‌توان مثلاً به دو یا چهار رکعت اکتفا کرد.
نکته: نافله‌های نماز ظهر و عصر در سفر ساقط است؛ بدین معنی که خواندن نافله ظهر و عصر در سفر خلاف شرع و بدعت است. نافله نماز عشا را هم در سفر باید به نیّت اینکه شاید مطلوب باشد بجا آورد.
نکته: در تنگی وقت نمازهای واجب، نباید نماز مستحب به جا آورد، بلکه باید نماز واجب را ادا کرد.

**نماز شب

*اهمیت نماز شب

هر چند نماز شب جزو مستحبات است و به جا نیاوردن آن گناهی ندارد اما از دست دادن آن هم بسیار گران است و موجب حسرت خواهد بود.
برای شناختن ارزش و اهمیت نماز شب به چند حدیث اشاره می‌کنیم:
1. امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْل» رسیدن به خداوند سفری است که جز با مرکب راهوار شب درک نمی‌شود.
2. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «شرف المؤمن صلاة اللیل و عز المؤمن کفه عن الناس» شرافت مؤمن به نماز شب اوست و عزت او در بریدن نیاز از مردم است.
3. و هم ایشان فرمودند: «علیکم بصلاة اللیل فإنها سنة نبیکم و دأب الصالحین قبلکم و مطردة الداء عن أجسادکم» بر شما باد به نماز شب چرا که آن سنت پیامبر و کار صالحان و دور کننده بیماری از بدن‌های شماست.
4. و نیز فرموده‌اند: «إن کان الله عز و جل قد قال الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا إن الثمان رکعات التی یصلیها العبد آخر اللیل زینة الآخرة» اگر خداوند فرموده که فرزندان و اموال آدمی زینت زندگی دنیاست همانا هشت رکعت نمازی که بنده در آخر شب می‌خواند زینت زندگی آخرت است.
5. امیر المومنین علی (علیه‌السلام) نیز فرموده‌اند: «ان العبد لیقوم فی اللیل فیمیل به النعاس یمینا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فیأمر الله تبارک و تعالى أبواب السماء فتفتح ثم یقول للملائکة انظروا إلى عبدی ما یصیبه فی التقرب إلی بما لم أفترض علیه راجیا منی لثلاث خصال ذنبا أغفره له أو توبة أجددها له أو رزقا أزیده فیه فأشهدکم ملائکتی أنی قد جمعتهن له». هرگاه بنده‌ای شب هنگام به نماز برخیزد در حالی که از فرط خواب به چپ و راست متمایل می‌شود و چانه‌اش به سینه‌اش چسبیده است (کنایه از اینکه از فرط خواب سرش پایین است) خداوند امر می‌کند که درهای آسمان را به روی او بگشایند و به فرشتگانش می‌فرماید که به بنده‌ام نگاه کنید که چه مقدار در راه قرب من خود را به زحمت انداخته است؛ این زحمات او یا به خاطر بخشش گناهان اوست یا برای توبه مجدد است یا برای زیاد شدن روزی است؛ ای فرشتگان من، شاهد باشید که من هر سه را به او دادم.
6. و نیز امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «إن البیوت التی یصلى فیها باللیل بتلاوة القرآن تضی‏ء لأهل السماء کما تضی‏ء نجوم السماء لأهل الأرض». همانا خانه‌هایی که شب هنگام در آن‌ها نماز خوانده می‌شود و قرآن تلاوت می‌شود، برای اهل آسمان نورانی است، چنانچه ستارگان برای اهل زمین نورافشانی می‌کنند.
7. و رسول خدا فرموده‌اند: «مَنْ کَثُرَ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَار» هر کس که بیشتر در شبانگاهان نماز بخواند رویش در روز زیباتر است.
8. و بالاخره امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «إن الرجل لیکذب الکذبة فیحرم بها رزقه قلت و کیف یحرم رزقه فقال یحرم بها صلاة اللیل فإذا حرم صلاة اللیل حرم الرزق». گاهی کسی دروغی می‌گوید و به این علت روزی او کم می‌شود. راوی سؤال می‌کند که چگونه روزی او کم می‌شود؟ حضرت پاسخ دادند: به خاطر دروغ از نماز شب محروم می‌شود و وقتی از نماز شب محروم شد روزی‌اش کم می‌شود.
در پایان این قسمت خیلی بجاست تا سخن مهم علامه طباطبایی (قدس سره) را در این‌باره بیاوریم که می‌فرمود: یک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی (استاد علامه در اخلاق و عرفان) از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان!

* کیفیت و وقت نماز شب

وقت آن: وقت اصلی نماز شب از نصف شب تا اذان صبح است؛ و نصف شب معمولاً یازده ساعت و ربع بعد از ظهر شرعی است. اما هرچه به طرف اذان صبح نزدیک‌تر باشد فضیلت آن بیشتر است.
نظر به اهمیت آن، دو وقت دیگر هم برای آن ذکر کرده‌اند.
الف) خواندن قضای آن برای کسی که شب هنگام آن‌را بجا نیاورده است که می‌تواند در هر ساعتی که بخواهد قضای آن‌را بجا آورد.
ب) وقت تعجیل: برای جوان و کسی که بیداری شبانه برای او سخت است که می‌تواند بعد از نماز عشا آن‌ را بجا آورد.
ارزش وقت اصلی از همه بیشتر است و قضای آن در درجه دوم و وقت تعجیل در رتبه سوم قرار دارد.

کیفیت آن: نماز شب یازده رکعت است که به سه قسمت تقسیم می‌شود:
الف) ابتدا چهار تا دورکعتی به نیت نافله شب (جمعاً هشت رکعت)
ب) بعد از آن دو رکعت به نیت نماز شَفع.
ج)و بعد از نماز شفع یک رکعت به نیت نماز وتر (مثل فطر بخوانید).
نمازهای دو رکعتی آن مثل نماز صبح است. نماز یک رکعتی هم این‌گونه است که بعد از حمد و سوره قنوت می‌خواند و بعد از قنوت رکوع و سجده کرده و نماز را با تشهد و سلام تمام می‌کند. در قنوت نماز وتر هر دعایی می‌توان کرد اما دعاهای خاصی هم برای آن ذکر شده که می‌توانید در مفاتیح‌الجنان آن‌را بیابید. (برای شمردن ذکرها در قنوت نماز وتر، می‌توان در یک دست تسبیح نگه داشت و با یک دست قنوت گرفت).
البته اگر کسی چهار رکعت از نافله های شب را در وقت اصلی آن بخواند می‌تواند بقیه نمازها را در هر وقتی از روز یا شب که می‌خواهد به نیت ادا بخواند.
و نیز لازم نیست که همه یازده رکعت را بخواند بلکه می‌تواند فقط نماز وتر یا هر مقداری را که مایل بود بخواند؛ و اگر کسی برای همه نمازها وقت یا حوصله ندارد بهتر است سه رکعت آخر یعنی شفع و وتر را بخواند.
از همه مؤمنان که توفیق بیداری سحرگاهان را دارند التماس دعا داریم.

نویسنده: حجت‌الاسلام مرتضی کیوانی


 
  • سه شنبه سیزدهم دی 1390 - 9:18
  • دسته بندی : متفرقات دینی
  • نویسنده: سلوکیه
این پرسش را می توان از دو منظر بررسی کرد:

۱. آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می توان یافت، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟

۲. آیا بر فرض این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شهادت نرسیده باشند، این موضوع از ارج و قرب ایشان نزد پروردگار خواهد کاست؟!

به همین ترتیب، به بررسی موارد فوق می پردازیم:

۱. در ارتباط با بخش اول، باید گفت که دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به کتب فریقین اشاره می نماییم:

الف. کتاب های شیعه:

روایت اول: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: چون پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند.[۱] در این روایت، به مسمومیت پیامبر (ص) تصریح شده، اما در آن اشاره ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیده اند یا خیر؟

روایت دوم: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود".[۲] در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.[۳] بسیاری از دانشمندان شیعه، با استفاده از این اصل کلی، نیازی به جست و جوی مورد به مورد در ارتباط با چگونگی شهادت هر کدام از معصومان (علیهم السلام) احساس نمی کنند.[۴] بر این اساس، هر چند دلیل متقنی بر شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز ارائه نشود، باز هم می توان معتقد بود که رحلت ایشان طبیعی نبوده است!

ب. کتب اهل سنت:

تنها شیعیان نیستند که معتقد به شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند، بلکه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می نماید که به عنوان نمونه، به دو مورد آن اشاره می نماییم:

روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: "من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد".[۵] همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[۶]

روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[۷] مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند.[۸]

روایت سوم: محمد بن سعد؛ از قدیمی ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را این گونه نقل می نماید:

هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زادۀ مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می نمود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه ای برایتان آوردم! پیامبر (صلی الله علیه و آله) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می گیرد که شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همین دلیل بوده است.[۹]

بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریۀ شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (صلی الله علیه و آ) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.

البته برخی نقل های ضعیف دیگری نیز وجود دارد که کیفیت شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل شهادت ایشان را به گونه ای دیگر توصیف می نماید که اثری از این دسته روایات در کتب معتبر وجود نداشته و به همین دلیل، نمی توان بدان ها استناد نمود.

۲. اما با این وجود، باید بدانیم که موضوع شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری ذات الجنب (سینه پهلو) و یا تب شدید دانسته اند،[۱۰] با این که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری ها هرگز مبتلا نخواهم شد![۱۱]

اما در هر صورت؛ چه این مرد بزرگ الاهی به شهادت رسیده باشند، و چه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند، باید بدانیم که مقام ایشان، بسیار بالاتر و برتر از شهدای دیگر است؛ زیرا خداوند در قرآن کریم، اولاً: جایگاه پیامبران را بالاتر از شهداء بیان کرده است[۱۲]؛ ثانیاً: شهیدان به دلیل این که در راه خدا و با پیروی از رسول او، جان خود را از دست داده اند. نزد خداوند قرب و منزلت کسب می کنند؛ بدیهی است که اگر خداوند، شهدا را به دلیل پیروی از پیامبران، شایسته رحمت و ثواب بی نهایت بداند، باید خود پیامبران از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار باشند. بنابراین پیامبر ما (آن مرادی که تمام زندگی خود را وقف تلاش در راه خدا نموده تا حدی که مریدان او چنین منزلتی در درگاه الاهی پیدا کردند)، نه تنها از آن منزلت بی نصیب نیست بلکه از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار است.

منابع:

[۱] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۶، ص ۳۱۵، ح ۳، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ ش.

[۲] محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۵۰۳، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.

[۳] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۶، ح ۱۸ و ج ۴۴، ص ۲۷۱، روایت ۴، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۴] همان، ج ۲۷، ص ۲۰۹، ح ۷.

[۵] صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۳۷، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱ ق.

[۶] سنن دارمی، ج ۱، ص ۳۳، مطبعة الاعتدال، دمشق.

[۷] مسند احمد بن حنبل، ج ۶، ص ۱۸، دار صادر، بیروت.

[۸] بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۷.

[۹] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲۰۲ – ۲۰۱، دار صادر، بیروت.

[۱۰] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج ۱۰، ص ۲۶۶، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.

[۱۱] همان، ج ۱۳، ص ۳۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۱۹۳، ح ۲۲۹.

[۱۲] وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً ( نساء، ۶۹)؛ ر. ک: ترجمه الميزان، ج ‏۴، ص ۶۵۲؛ تفسير نمونه، ج ‏۳، ص ۴۶۰.

 
  • دوشنبه دوازدهم دی 1390 - 18:43
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
رئیس حوزه علمیه امام مهدی(عج) با اشاره به ضرورت ترسیم الگوی عملی برای نوجوانان برای درک مفهوم انتظار، دوری از از حب دنیا را از شروط لازم برای الگوهای عملی در عرفان دانست.

کودکان و نوجوانان هر جامعه‌ای سنگ‌ بنای آینده آن را تشکیل می‌دهند، بدیهی است که در جامعه اسلامی توجه به تربیت نسل نو و جوان از اهمیت به‌سزایی برخوردار می‌باشد، چرا که قرار است این نسل در حفظ و پاسداشت معنوی اسلام در آینده کوشا باشد، بیش از یک‌هزار و 400 سال است که شیعه منتظر ظهور مردی است که تمام جهان را از عدالت خویش لبریز کند، ترویج اندیشه مهدوی از دیرباز در نسل‌های متمادی صورت گرفته است و اکنون با توجه به تغییرات روزافزون اطلاعات، به نظر می‌رسد، باید برای انتقال آموزه‌های دینی به خصوص مهدوی از روش‌های تاثیرگذار برای نسل نو جامعه بهره برد، به همین منظور با حضور آیت‌الله روح‌الله قرهی رئیس حوزه علمیه امام مهدی(عج) نشستی را در خبرگزاری فارس برگزار کردیم که مشروح آن در پی می‌آید:

ضرورت ترسیم الگوی عملی برای نوجوانان برای درک مفهوم انتظار

* کودکان و نوجوانان امروز سنگ بنای جامعه مهدوی هستند، چگونه می‌توان آنها را با فرهنگ و منش مهدوی بار آورد تا همواره این موضوع را در نظر داشته باشند که یک موعودی در آینده خواهد آمد که کل سرزمین‌ها را نجات می‌دهد؟ چگونه به آنها این مفاهیم گفته شود تا نه تنها باور کنند، بلکه آن را از عمق جان درک کنند؟

- ما وقتی به کودک بیان می‌کنیم، منتظر هستیم، باید به او بگوییم، منتظر چه کسی هستیم؟ یک موقع طرف یک اسم را بیان می‌کند که به محضر وجود مقدس آقا می‌خواهیم برسیم، آقا می‌خواهد بیاید، یک موقع بیان می‌شود که آن آقا کیست؟ ولو اینکه روایات، ظاهر و شمایل ایشان را فرموده است و از این موارد کم نیست، اگر خوبی‌ها برای کودکان و نوجوانان توضیح داده شود، بعد نمونه‌های خوبی برای آنها تبیین شود و برای آنها الگو نشان دهیم، به طوری که از اول انسان باید نمونه خوبی داشته باشد، طبعاً کودک و نوجوان آن را درک می‌کنند.
یک مثال می‌زنم، فرض کنید یک مدرسه کوچکی را درست کردید و در آن مدرسه بهترین روش‌های اسلامی را رعایت کردید و جلوه دادید، بعد به کودک و نوجوان می‌گویید؛ حالا جامعه را ببین، این مصداقی کوچک است، وقتی حضرت بیاید، کل جامعه مهدوی را این چنین می‌کند، آن وقت که منتظر است.
اما اگر فقط تبیین کنید و الگو ندهید، این الگو را انسان باید از جایی شروع کند، طبیعی است که فقط به صورت یک داستان، تخیل برای بعضی‌ها باقی خواهد ماند و بعضی‌ دیگر آن حقایق را درک نمی‌کنند که می‌شود، جامعه‌ای به وجود بیاید، همان طور که در روایات اشاره شده است؛ وقتی حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه‌الشریف می‌آیند زکات دهنده است، اما زکات گیرنده‌ای نیست، خوب این چیست؟
وقتی بیان کردید و در این جامعه کوچک مصداق و الگو دادید، توانستید با عدالت حقیقی مال رو به وجود بیاورید که دیگران هم استفاده کنند و بدانند که کسی که «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» (تفاخر به بیشتر داشتن شما را غافل داشت) است و آن کسی که «الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ»؛ «که مالى گرد آورد و برشمردش»، فقط حساب بانکی خودش را فهمید ـ که کار خوبی نیست ـ وقتی در جامعه کوچک نشان دهید که تقسیم ثروت به درستی نسبت به انجام کار افراد صورت می‌گیرد، نه مانند آنچه که منافقین و تود‌ه‌ای‌ها می‌گفتند که همه یکسان باشند، نه خیر! نسبت به کار افراد، منتها تقسیم عادلانه مهم است، این گونه نباشد که بنده کار نکنم، یک حقوقی بگیرم در اندازه‌ کسی که تلاش و کار کرده است.
بنابراین نسبت به کار افراد تقسیم ثروت صحیح و طبیعی است که دیگر تکاثر نیست، از طرفی بیان می‌شود که مالیات دهنده و زکات دهنده اگر باشد، زکات گیرنده‌ای نیست، خوب این کجا به وجود می‌آید، اینکه ما بستری را به عنوان بستر اخلاق درست کنیم که فرد بداند جمع‌آوری مال، مناسبش نیست، در قالب دیگر روایات داریم که جمع آوری مال مناسب نیست، طبعاً به دنبال جمع‌آوری نمی‌رود، اینکه خودش به این رشد رسید، انسان‌های دیگر را به رشد می‌رساند، ‌آن هم در بستر اخلاق ایجاد می‌شود.
یک مثال بزنم، در روایات داریم که در زمان ظهور از یمن تا شامات- فلسطین اشغالی، اردن و سوریه- اگر دختر جوان و زیبارویی تنها به مسافرت برود، هیچ احدی به او نگاه چپ نمی‌کند، چرا که در بحث اخلاقی رشد کرده است، می‌فهمد که اگر به دختر زیبارو نگاه کند، از مقام انسانیت او را به پایین می‌کشند و در چنین جامعه‌ای خود انسان‌ها رشد می‌کنند.
الگوی عملی از گذشته و آینده به آنها بدهیم که پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام این گونه بودند، اکنون نیز شما می‌توانید در یک مدرسه نوجوان و جوان را امیدوار به ‌آینده کنید که کسی می‌آید همه دنیا و تمام جامعه بشری را این گونه می‌کند، آن وقت است که مشتاق خواهد بود.

دوری از حب دنیا شرط لازم برای الگوی عملی عرفان است/ یادگیری پله پله‌ای عرفان

* در این میان افرادی مشتاق هستند و افرادی هم با مذهب میانه خوبی ندارند که حساب آن‌ها جداست. عده‌ای نیز به مبانی دین پایبندند اما گرفتار آسیب‌ها شده‌اند و جذب شبه‌عرفان‌ها شده‌اند. چه راهکار و پیشنهادی برای این جوان دارید که به درستی در مسیر قرار گیرد و جذب شود؟

- یک موقعی ما به واسطه می‌خواهیم بعضی‌ها به عرفان کاذب و دورغین مبتلا نشوند، چون بلد نیستیم الگو بدهیم، به جای اینکه مسئله را حل کنیم، صورت مسئله را پاک می‌کنیم، در مورد کسانی که این راه را رفتند و شاخصه‌های آنان باید تحقیق کرد، اینکه در سرتاسر زندگی‌شان به دنیا وابسته‌اند، به حب دنیا وابسته‌اند، ببینید چه فتنه‌ای عامل شد که بعضی‌ها به راه‌هایی کشیده شوند و آن حب دنیایی است.
کسانی که حب دنیا را ندارند، واقعاً مردم را به سمت خدا راهنمایی می‌کنند، این
افراد را معرفی کنیم و به عنوان الگوی عملی در اختیار جوان قرار دهیم به سمت عرفان‌های کاذب نمی‌روند، چرا؟! چون مسائلی را دیدند که آنها را نمی‌شود انکار کرد، چون خواسته و ناخواسته دنبال فطرت الهی خودش است، قرآن کریم می‌فرماید: «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»، نفرمود فطر المؤمن، فطر المسلم، فرمود فطر الناس، یعنی مردم فطرت‌شان الهی است، چه کسی وارد باشد که فطرت الهی را شکوفا کند؟ آن که خود عامل است؛ یعنی انبیا و حضرات معصومین خود عاملند، عارفان حقیقی و متخلق به اخلاق خودشان عاملند، اینها الگوهای عملی را در اختیار انسان قرار دهند و بعد ببینید به کجا کشیده می‌شود، جوان حاضر است که حتی جانش را در راه دین و اولیا فدا کند و به این ترتیب به سوی الگوی عملی می‌رود.
اما اگر خواستید صورت مسئله را پاک کنید، خواسته یا ناخواسته به سمت عرفان کاذب می‌رود.
قطاع‌الطریق چه کسانی هستند؟ روایت می‌فرماید «علمایی که انسان را دعوت به دنیا می‌کنند». آنهایی که ما را به سمت دنیا می‌برند، کشتی‌شان مشخص است و این‌ها الگو نیست، وقتی الگو حقیقی را مانند آیت الله ملا هاشمی، آیت الله بهجت و آیت الله  قندهاری معرفی کنید و جوان با آن‌ها آشنا شود، آنگاه جوان‌ها به این سمت و سو جذب می‌شوند. آن‌گاه دنیا چقدر زیبا می‌شود که واقعاً مخلصین عالم به کجا می‌رسند و از آن طرف همه چیز را می‌فهمند، آن قدر دقیق هستند.
یک ماجرای از مرحوم آیت الله قندهاری برایتان نقل کنم. ایشان زندگی ساده‌ای داشت، آن وقت که روضه در بیت ایشان برگزار می‌شد، چای و قند را دیگران می‌آوردند، همان شب که اضافه می‌آمد، می‌گفتند: این‌ها را برگردانید!
خدا می‌گوید که اولیای الهی ما می‌فهمند، اگر خوبان عالم را به مردم معرفی کردید که طبعاً مردم به دنبال اینها هستند و دیگر به دنبال عرفان‌های کاذب نمی‌روند، چرا که الگوی عملی می‌خواهند، جالب اینجاست که الگوی عملی در زمان حال پیدا می‌شود، این در حالی است که برخی تصور می‌کنند که آنها رویا هستند، چون ندیده است! خیلی از عرفان‌های باطنی را قبول نمی‌کند، حق هم دارد، چه مسلمان باشد و چه غیر مسلمان.
فرض کنید در 400 یا 300 سال پیش می‌گفتند که اگر پاره‌های آهن به هم وصل شود، بعد می‌توانید به آسمان بروید، می‌گفتند که این آقا چون درس زیاد خوانده است قاطی کرده است! اما این معما اکنون حل شده است و هواپیما در آسمان پرواز می‌کند، اگر زمانی گفته می‌شد که «‌یاتى زمان على الناس یرى من فى المشرق من فى المغرب و من فى المغرب یرى من فى المشرق»، یعنی زمانى خواهد آمد که ساکنین مشرق ، افراد مستقرّ در مغرب را خواهند دید و بر عکس. در آن دوران گاهی باور برخی از مسائل برای انسان ممکن نبود، اما باور نکردن دلالت بر نبودن نیست، در قالب عرفانی همین مسائل هم حل شده است. کما اینکه اکنون به مدد رسانه‌ها و ماهواره‌ها این مورد ممکن شده است.
این الگوهای عملی که متخلق به اخلاق هستند، آرام آرام ما را به بالا می‌کشند، یک نکته‌ای را وقتی 20 سال پیش اولین بار شنیدم، تعجب کردم، «طی‌الارض» را شنیده بودم اما «طی‌السماء» را نه؟ پرسیدم که طی‌السما کار ما نیست، چیزهایی که می‌گویند از کره‌ای به کره‌ دیگر رفتن، امکان ندارد، گفتند: خود قرآن فرموده است که در شب معراج پیامبر «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ» که طی‌السما کرده است.
انسان که در جلسه اول نمی‌تواند همه عرفان را عملی یاد بگیرد، مانند کسی که کلاس اول است و بخواهد جبر را یاد بگیرد، در حالی که اعداد را نمی‌فهمد، او تازه خط کشی را یاد گرفته است، از هندسه، فیثاغورث و جبر صحبت می‌کنید، منتها اولین گام خیلی مهم است برای اینکه انسان متخلق به اخلاق الهی شود، آن طوری که دشمن نمی‌خواهد.
ماهواره‌ها فیلمی را درست می‌کنند که جوانان را به انحراف بکشند، انسان وقتی می‌شنود، مغزش صوت می‌کشد، یک مجتمع آپارتمانی را نشان می‌دهد که اعوذبالله که همسر انسان در آغوش یک شخص دیگری است، یعنی گناه محض را طبیعی جلوه می‌دهند، لذا اگر اخلاق و الگوهای عملی باشد، به دنبال عرفان کاذب کشیده نمی‌شود، الگو عملی را نشان دهید، الگویی را ترسیم کنید که وقتی الگو را دیدند، آرام آرام جذب شوند.

گام به گام به سوی خدا برویم/ راضی به رضای خدا در سیره مخلصین الهی

* در این موضوع احتمال دارد آسیبی وجود داشته باشد، اولاً همه دارای ظرفیت وجودی برای درک آن الگو نیستند و قطعاً همگان نمی‌توانند به آن برسند، یا کسی دوست دارد که به آن درجات بالا برسد، ولی در نهایت نرسد و ناامید شود یا دعایش مستجاب نشود، یا انتظار دارد حداقل یکبار امام زمانش را ببیند، چگونه می‌شود که این آسیب‌ها را برطرف کرد؟

- الحمدلله می‌دانیم که «لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا»، معنی که از این آیه می‌کنند، خیلی جالب است، این بدین معنی نیست که من و شما چون نمی‌توانیم، پس بنشینیم؛ یعنی در حد وسعی که داریم برویم گریه کنیم، دوم اینکه ما بیایم بگوییم هیچ کس امیر‌المؤمنین نمی‌شود، اندازه‌ها متفاوت است، یک گام به سمت ایشان برداریم، همین گام برداشتن به این سمت، خدا از ما می‌پذیرد، البته باید بخواهید، اگر رسیدیم فمراد المطلوب، اما اگر نرسیدیم، هر جایی که رسیدیم کفایت می‌کند، منتها باید تلاش کرد و خداوند همین حد را خواسته که حرکت کنیم و الا همه مولی المولی نمی‌شوند، ولی اگر شد که به آنجا برسیم از محبت خدا بوده است.
امام موسی بن جعفر علیه‌السلام می‌فرمایند: «طوبی لشیعتنا،المتمسکین بحبلنا فی غیبة قائمنا،الثابتین علی موالاتنا والبرائة من اعدائنا،اولئک منا ونحن منهم،قد رضوا بنا ائمة و رضینا بهم شیعة، فطوبی لهم ،ثم طوبی لهم و هم والله معنا فی درجاتنا یوم القیامه»؛ «خوشا به حال شیعیان ما که در دوران غیبت قائم (عج) ما، به رشته ولایت ما چنگ می‌زنند، بر ولایت و دوستی ما و همچنین برائت و بیزاری از دشمنان ما، ثابت می‌مانند، آن‌ها از ما و ما از ایشان هستیم، آنها به امامت ما خشنود و ما از شیعه بودن آنها خرسندیم، پس خوشا به حال آنها و واقعاً خوشا به حال آنها، به خدا سوگند آنها فردای قیامت با ما و در درجات ما هستند»، یعنی اینجا ملاک حرکت است و همین‌که حرکت کردید تمام شد.
در بحث اخلاص، مخلصین عالم نگاه نمی‌کنند که خدا چه چیزی به آنها می‌دهد، بله فقط می‌گویند خدا از ما راضی باشد، هر کسی که بگوید خدا به من چه چیزی می‌دهد یعنی با خدا معامله می‌کند. آنها به خداوند می‌گویند «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً»، مثل عاشقی که ساعت‌ها امکان دارد پشت شیشه بیاستد و طرف او را نگاه کند، یا یک برنامه از شبکه پخش شود و ساعت‌ها نگاه کند و چیزی نخواهد، آن کسی که خدا را بخواهد، به دنبال من وجودی نمی‌رود، می‌گوید خودت را می‌خواهم، می‌خواهم تو را نگاه کنم، نوجوان شهید اصفهانی قرار بود به دیدن امام برود، همان موقع اعلام می‌کنند که جبهه نیرو می‌خواهد و به جبهه می‌رود، در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود من امام را ندیدم با اینکه گفته بودند برای دیدن امام بروم، ولی من مرام امام می‌خواستم و اینکه از من راضی باشد، دیدن من با امام بماند برای روز قیامت؛ یعنی امام از من چی می‌خواهد و من آن را بخواهم.
همان طور که گفته شد، حرکت گام به گام است، قرار نیست آن که حضرت حجت را دوست داشته باشد به آن درجه برسد، باید آرام آرام تشبیه کرد، مثل آن می‌ماند که دوران لیسانس یا فوق لیسانس را بخواهید در یک جلسه بگویید، نمی‌شود، خود اولیای الهی بلد هستند که چگونه آرام آرام دست ما را بگیرند و جلو ببرند.


 
  • یکشنبه یازدهم دی 1390 - 10:10
  • دسته بندی : چگونگی یافتن استاد یا مربی
  • نویسنده: سلوکیه

دیدگاه حضرت آیت الله العظمی شاه آبادی در مورد ضرورت داشتن استاد کامل در سیر عرفانی

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد شاه آبادی، هفته گذشته در پاسخ به یکی از سوالات ارسال شده به سایت، در مورد ضرورت داشتن استاد کامل در سیر عرفانی بیاناتی فرمودند که نظر به اهمیت موضوع، در بخش خبری سایت به اطلاع عموم مومنین و علاقه مندان می رسد:

داشتن استاد کامل برای انسان ضروری و لازم است و استاد کامل کسی است که مدارج عرفانی را طی کرده و به مقام خفی و اخفی یعنی فنای در حق رسیده باشد و چنین انسانی سزاوار تبعیت برای سیر و سلوک می باشد و در میان علماء اسلامی هر کدام که از حب نفس خارج شده و به دنبال فرمان حق هستند یعنی فانی در حق گشته اند، داخل در استاد کاملند و راه شناخت چنین اشخاصی با گفتارها و تأییدات دیگران ثابت نمی شود و هر سالکی که بتواند در اثر متابعت از قوانین شرعی و عمل به وظائف دینی خود به مقام محضریت حق نائل گردد، خداوند استاد را به او معرفی می نماید. بنابراین سعی نمایید همه افعالتان در محضر حق انجام گردد تا بتوانید سره را از ناسره به نورانیّت الهی تشخیص دهید.
استاد کامل انسانی است که سیره عملی او سیره نبوی و علوی است و در میدان جامعه و در میان مردم زندگی می کند و خود را هم حفظ می نماید نه آنکه برای حفظ خویش لازم باشد کناره گیری و ترک اجتماعات مسلمین را روش خود قرار دهد و این به معنای نقص در سیر است نه کامل بودن سیر چنین اشخاصی. و لذا در روایات ما، انسانهایی که برای رسیدن به مقامات عرفانی از کار و کسب و زندگی کناره گرفته اند و ترک اجتماع می کردند و خود را محدود به جمع اندکی از خواص! می نموده اند، مورد سرزنش قرار دارند و این خلوت گرفتن ها به جهت توجه و حب نفس است و اگر انسانی از این مرز فراتر برود و فانی در حق گردد سزاوار نام گذاری به عنوان عارف کامل و استاد کامل می باشد.
در روایات داریم که یکی از اصحاب وقتی با امام صادق(علیه السلام) در مکه معظّمه بودند با دیدن کثرت جمعیت حجاج گفت : چقدر حاجی زیاد است. امام با تصرفی در ایشان حقیقت را نشان دادند که :« صدا و فریاد زیاد است ولی حاجی کم است.» اگر انسان، کمی سیر و سلوک نماید و آنچه را که دستور عمومی اسلام است رعایت کند و این کار را با حفظ درک مقام محضریت حق انجام دهد قابلیت برای تصرّف و عنایت پروردگار و وسائط فیض حق پیدا میکند و سره را از ناسره و ادعا را از حقیقت به نور الهی تشخیص میدهد.
که فرموده اند : « المؤمن ینظر بنور الله». بنابراین عرفانی مورد قبول و نظر پرودگار و اولیاء اوست که بتواند خود را در حال کسب و کار و تجارت و سیاست و زمامداری و عبادت و راز و نیاز و معاشرت با خلق حفظ کند و این عرفان همان عرفان انسانهای کامل یعنی چهارده معصوم(علیهم السلام) و یا کسانی چون سلمان (علیه الرحمه) که روششان و منششان مورد تأیید امام(علیه السلام) بوده است می باشد که اسلامی دین رهبانیّت و کناره گیری و انفرادی حرکت کردن نیست.




 
  • شنبه دهم دی 1390 - 15:40
  • دسته بندی : متفرقات دینی
  • نویسنده: سلوکیه
روز هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم(ع) پیشوای هفتم شیعیان نامگذاری شده است.
 
اما هفتم ماه صفر در میان کلیه شیعیان جهان به خصوص در شهر قم به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) است و علمای شیعه بیش از 5 قرن است که به این موضوع ملتزم بوده اند.
 
سابقه این موضوع در شهر قم از زمان حضرت آیت الله حائری شیرازی است و هنوز هم علما و مراجع بر اساس همان سنت، روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) می دانند.

در کلیه دفاتر مراجع در قم از جمله دفتر آیت الله مکارم، دفتر آیت الله وحید خراسانی و دفتر آیت الله نوری همدانی، مجلس عزاداری برپا می شود و جلسات درس آیات عظام وحید خراسانی و نوری همدانی در این روز تعطیل است.

در این میان نکته قابل تامل این است که طبق نظر برخی بزرگان و صاحب نظران مسایلی تاریخ اسلام، در هیچ یک از تقویم های رسمی کشور تا پیش از وفات آیت الله بروجردی و مخالفت علما با حکومت پهلوی، سوم و هفتم صفر به عنوان روز ولادت امام محمد باقر و امام موسی کاظم (ع) ثبت نشده است.
 
آیت الله محمد غروی عضو شورای عالی حوزه، در این رابطه بیان کرد که آنچه در میان عامه مردم در رابطه با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) مشهور و معروف است روز 28 صفر است. اما بزرگان و علما روز 7 صفر را به عنوان روز شهادت این امام همام، روز عزا و تعزیه می دانند.
 
7 صفر از سال ها پیش در میان بزرگان و علمای حوزه به عنوان روز شهادت قوی تر بوده است و جنبه عزا و سوگواری در آن بیشتر است تا جنبه شادی و گرامیداشت ولادت امام موسی کاظم(ع) و این سیره همچنان تا امروز ادامه دارد. حتی در 7 صفر در شهر قم هیئت های عزاداری در خیابان های شهر به حرکت در می آیند.

،در این استفتا چنین امده است : با توجه به اهميت برگزاري شعائر اهلبيت عليهم السلام و مظلوميت سبط اکبر امام حسن مجتبي عليه السلام و سيره ي مستمره ي علماي حوزه هاي علميه ي قم و نجف اشرف و ساير مشاهد مشرفه که روز هفتم ماه صفر را به عنوان شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام اقامه ي عزا مي کردند و از جمله مرحوم حاج شيخ عبد الکريم حائري مؤسس حوزه علميه ي قم که بر تعطيلي دروس حوزه ي علميه و اقامه ي عزا بر آن وجود شريف اصرار داشتند و به دستور ايشان بازار قم تعطيل مي گرديد و از زمان حيات آن بزرگوار تا کنون نيز بر اين منوال باقي است؛ نظر حضرتعالي نسبت به روز هفتم صفر ـ که بنا بر اقوالي از جمعه شهيد اول در کتاب دروس، مرحوم کفعمي در مصباح، شيخ بهايي و مرحوم شيخ جعفر کاشف الغطاء و برخي ديگر از اعاظم فقها تصريح بر شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام در اين روز نموده اند؛ـ چيست؟ در صورت صحت اقوال فوق الذکر در اين روز و بنا بر قولي ولادت امام موسي کاظم عليه السلام نيز هست، وظيفه و تکليف ما شيعيان و خصوصا صدا و سيما در بر پايي عزاداري و يا جشن و سرور چه مي باشد؟


پاسخ  آيت الله وحيد خراساني :
بسم الله الرحمن الرحيم

به آنچه فقيه محقق ، موسس حوزه علميه قدس سره فرموده اند ، بايد عمل شود.

پاسح ایت الله آيت الله سيستاني :
بسمه تعالي بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبي عليه السلام و ترتيب مجالسي براي آن حضرت و ذکر مصائب و يادآوري مناقب آن امام از مصاديق تعظيم شعائر است . و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب

پاسخ آیت‌ الله سید صادق روحانی:
باسمه جلت اسمائه، جماعتی از محققین و علما مانند شیخ مفید، شهید و کاشف‌الغطاء بعد از تحقیق، روز هفتم صفر را روز شهادت آن حضرت نوشته‌اند من هم موقعی‌ که در این مورد تحقیق می‌کردم، تقریبا اطمینان به این پیدا کردم بنابراین مقتضای تعظیم شعائر، اقامه مجلس عزا، تعطیلی بازار، خروج دسته‌جات و عزاداری در این روز است، و وظیفه صدا و سیما بر پایی عزاداری است و تولد امام کاظم‌(ع) در این روز مانع نباید بشود.

پاسخ آيت الله صافي گلپايگاني :
برپائي مجلس ميلاد ائمه عليهم السلام بسيار خوب و مناسب است اما چ.ن هفتم صفر بنا بر بعضي اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام مي باشد و از طرفي تمام ماه محرم و صفر ماههاي حزن آل الله و کاروان داغدار و مصيبت زده حضرت سيدالشهداء عليه السلام است سزاوار است در اين دوماه مجلس روضه وعزا برپا نموده و از مجالس جشن وسرور جدا اجتناب نمود.ان شاءالله مجمع مقدس شما عزيزان مورد توجه و عنايت خاصه حضرت بقيةالله ارواحنا فداه قرار بگيرد و همه از منتظران امر فرج آن حضرت بوده باشيد.

پاسخ مرحوم آيت الله میرزا جواد تبريزي :
محرم و صفر ماه هاي حزن بر سيدالشهداء و خاندان اهل بيت عليهم السلام مي باشد و بايد به مجالس عزاداري روضه خواني بگذرد.


والله العالم


پاسخ مرحوم ایت الله فاضل لنکراني :


بسمه تعالي و له الحمد در اين که بايد يک روز اختصاص به حضرت امام مجتبي عليه السلام داشته باشد ترديدي نيست و با توجه به اينکه روز ??صفر روز رحلت خاتم الانبيا (ص) هم هست و بدين لحاظ شهادت سبط اکبر عليه السلام تحت الشعاع قرار مي گيرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به اين عنوان اختصاص دهند که (( مشهور )) هم همين است

سؤال: شهادت امام حسن علیه السلام در چه روزی است؟

جواب:
مراجع عظام و علمای اعلام روز هفتم ماه صفر را به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام روز حزن و اندوه شمرده و اقامه ی عزا می نمایند و همچنین روز بیست و هشتم صفر نیز طبق قولی مصادف با روز شهادت حضرت می باشد.

واحد استفتائات دفتر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى مدظله العالى


 
  • جمعه نهم دی 1390 - 19:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
در ماه صفر بزرگ‌ترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا می‌خوانند و شیعیان در این بسیار محزون هستند. عده‌ای نیز همین موضوع را دال بر منحوس بودن ماه صفر می‌دانند. همچنین در چرایی نحوست ماه صفر دلایل دیگری نظیر شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر می‌کنند. ضمن این که ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.
از این رو ، تأکید بسیاری بر صدقه دادن برای دفع بلاها و رفع نحوست ماه صفر شده است.
با توجه به این که در نخستین جمعه ماه صفر قرار داریم و جمعه‌ها نیز متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است، آداب صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت را با استناد به کتاب «امام زمان و سید بن طاووس» به قلم سید جعفر رفیعى بررسی می‌کنیم.
اهمیت این موضوع از زبان سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴ ه.ق) در این است که این عالم ربانی در زمان غیبت کبری با حجت‌بن الحسن(ع) دیدار داشته است.

یکى از اعمالى که سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى‏داده، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یکى از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است‏به آنچه میسر است‏براى حفظ وجود مبارک امام زمان(عج).
به طور کلى صدقه آثارى دارد یکى اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است که با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آیدچنان که قرآن کریم در آیه 103 سوره توبه مى‏فرماید: «خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَکِیهِم بها» اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازى.
مؤمن صدقه را باید خود یا براى فایده و غرضى که در نظر دارد بدهد و یا براى حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى که بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، ارواحنا فداه، که اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلکه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد.
لذا سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى‏فرماید: «ابتدا کن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى».
باید توجه داشت که آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلکه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است‏براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا.
لذا آثار صدقه به انفاق کنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشد. 

سید بن طاووس، در کتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعایى که براى صدقه دادن در وقت‏سفر ذکر مى‏کند، مى‏نویسد:
«اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَکَ وَ مِنکَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدی، عجل‏الله‏ فرجه، وَ صَلِّ عَلَیهِ بَینَ اَسفارِهِ و حَرکاتِه و سَکَناتِه فِى ساعاتِ لَیلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا یَعنِیهِ اَمرَهُ وَ مَالا یَعنیهِ وَ مَا یُضمِنه و ما یُخلِفُه.»
خدایا! این (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولایمان مهدی( عجل‏الله ‏تعالى‏ فرجه‏الشریف) مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام که در سفر است و در تمام حرکت‌ها و استراحت‌هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه‏اى است، ‏براى هرچه که متعلق به اوست.
یکى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى که صدقه براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏دهید این دعا ـ دعاى فوق ـ را بخوانید.


 
  • جمعه نهم دی 1390 - 19:51
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
در ماه صفر بزرگ‌ترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا می‌خوانند و شیعیان در این بسیار محزون هستند. عده‌ای نیز همین موضوع را دال بر منحوس بودن ماه صفر می‌دانند. همچنین در چرایی نحوست ماه صفر دلایل دیگری نظیر شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر می‌کنند. ضمن این که ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.
از این رو ، تأکید بسیاری بر صدقه دادن برای دفع بلاها و رفع نحوست ماه صفر شده است.
با توجه به این که در نخستین جمعه ماه صفر قرار داریم و جمعه‌ها نیز متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است، آداب صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت را با استناد به کتاب «امام زمان و سید بن طاووس» به قلم سید جعفر رفیعى بررسی می‌کنیم.
اهمیت این موضوع از زبان سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴ ه.ق) در این است که این عالم ربانی در زمان غیبت کبری با حجت‌بن الحسن(ع) دیدار داشته است.

یکى از اعمالى که سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى‏داده، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یکى از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است‏به آنچه میسر است‏براى حفظ وجود مبارک امام زمان(عج).
به طور کلى صدقه آثارى دارد یکى اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است که با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آیدچنان که قرآن کریم در آیه 103 سوره توبه مى‏فرماید: «خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَکِیهِم بها» اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازى.
مؤمن صدقه را باید خود یا براى فایده و غرضى که در نظر دارد بدهد و یا براى حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى که بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، ارواحنا فداه، که اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلکه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد.
لذا سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى‏فرماید: «ابتدا کن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى».
باید توجه داشت که آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلکه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است‏براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا.
لذا آثار صدقه به انفاق کنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشد. 

سید بن طاووس، در کتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعایى که براى صدقه دادن در وقت‏سفر ذکر مى‏کند، مى‏نویسد:
«اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَکَ وَ مِنکَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدی، عجل‏الله‏ فرجه، وَ صَلِّ عَلَیهِ بَینَ اَسفارِهِ و حَرکاتِه و سَکَناتِه فِى ساعاتِ لَیلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا یَعنِیهِ اَمرَهُ وَ مَالا یَعنیهِ وَ مَا یُضمِنه و ما یُخلِفُه.»
خدایا! این (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولایمان مهدی( عجل‏الله ‏تعالى‏ فرجه‏الشریف) مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام که در سفر است و در تمام حرکت‌ها و استراحت‌هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه‏اى است، ‏براى هرچه که متعلق به اوست.
یکى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى که صدقه براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏دهید این دعا ـ دعاى فوق ـ را بخوانید.


 
  • سه شنبه ششم دی 1390 - 15:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
در میان مردم مرسوم است که با فرا رسیدن ماه صفر و برای دفع نحوست از ایام این ماه (که بحث جداگانه‌ای می‌طلبد)، اقدام به پرداخت صدقه می‌کنند. به همین جهت، این یادداشت به بیان احکام شرعی و فقهی صدقه می‌پردازد.

*فضیلت صدقه
صدقه دادن از جمله کارهای بسیار مستحب است که سفارش‌های ویژه درباره آن شده است.
برای نمونه دادن صدقه کلید روزی و بهانه نازل شدن نعمت شمرده شده است.
همچنین پرداخت صدقه برای گشایش در پرداخت قرض، مداوا و شفای بیماران، برکت اموال، طول عمر و بخشش گناهان توصیه شده است. همچنین برای دفع مرگ‌های بد و ناپسند و دفع نحوست برخی روزها به صدقه دادن سفارش شده است.
همچنین بنا بر برخی از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام صدقه دادن و حل مشکلات مادی مؤمنین از حج مستحبی بالاتر و بهتر است.
در حدیثی از امام باقر علیه‌السلام آمده است که رسیدگی به امور مالی یک خانواده فقیر از هفتاد حج مستحبی بهتر است. (نک: کلینی، الکافی، ج 2، ص 195).

* انواع صدقه
صدقه در اصطلاح شرعی به دو نوع کلی شناخته می‌شود: صدقات واجب و صدقه مستحبی.
صدقات واجب شامل خمس، زکات، زکات فطره و تمام مواردی است که باید مالی را از طرف صاحبش صدقه داد. مثلاً اگر انسان مالی را پیدا کند یا اموال کسی به ناحق تصاحب شده باشد و صاحبان آن اموال مشخص نباشند؛ با رعایت شرایط دیگر و اجازه مجتهد جامع‌الشرایط، از طرف صاحب آن اموال صدقه داده می‌شود. این نوع از صدقات در این نوشتار بررسی نمی‌شود.
صدقات مستحبی : همان صدقه معروف بین مردم است که کسی با اختیار خودش و بدون آنکه امر شرعی به او تعلق گرفته باشد، مقداری از اموال خود را به دیگران می‌بخشد. این قسم از صدقه در این مطلب بررسی خواهد شد.

*تعریف صدقه
صدقه آن است که انسان مقداری از اموال خود را به نیّت تقرب به خدا و رضایت الهی به کسی (فقیری) ببخشد.
صدقه از جمله عقود است؛ یعنی به دو طرف نیاز دارد تا کامل باشد. یکی از طرفین شخص صدقه دهنده است که با اختیار خود و برای رضای الهی مقداری از اموال خود را به کسی می‌بخشد؛ طرف دوم هم گیرنده صدقه است که مال را از صدقه دهنده قبول می‌کند؛ پس اگر شخص دوم (فقیر) صدقه را قبول نکند، صدقه انجام نپذیرفته است.
از سوی دیگر صدقه دادن از عقدهای لازم است یعنی نمی‌شود آن را بهم زد و پول یا مال را پس گرفت. بنابراین اگر پولی یا جنسی را به عنوان صدقه به فقیر دادیم و خود آن فقیر یا وکیل او این مال را از ما گرفت، دیگر نمی‌توانیم آن مال را پس گیریم.

*صدقه از اموال حلال
صدقه را باید از مال حلال پرداخت کرد. پس صدقه دادن از اموال دیگران یا اموالی که از طریق غیر شرعی بدست آمده غیر از آنکه قبول نیست، خود گناهی دیگر است.
لازم نیست صدقه حتماً پول باشد بلکه می‌توان اجناس خوراکی یا پوشاک و ... را به عنوان صدقه پرداخت کرد.
همچنین بسیار بجاست که صدقه را از بهترین اموال و دوست داشتنی‌ترین آن‌ها انتخاب کنیم نه از چیزهایی که بدرد خودمان نمی‌خورد.

*صندوق صدقات در منزل

برخی از مؤمنین همه روزه یا گاهی یک‌بار مقداری پول را به نیت صدقه جدا کرده و در جایی از منزل خود قرار می‌دهند تا بعد از جمع شدن به فقیر بدهند. باید دقت کرد که چون این پول‌ها به دست فقیر یا وکیل او نرسیده عنوان صدقه را ندارد هرچند صاحب آن‌ها به نیّت صدقه کنار گذاشته باشد. بنابراین عوض کردن آن‌ها با پول دیگر (مثلاً پولی با مبلغ درشت‌تر) و یا حتی خرج کردن آن‌ها شرعا اشکال ندارد.
در این مورد باید توجه داشت که اگر کسی نذر کرده در روز خاصی (مثلاً پنجشنبه اول ماه یا روز اول صفر) صدقه بدهد، کنار گذاشتن مبلغ مورد نظر در آن روز کافی نیست، بلکه باید در آن روز صدقه را به دست فقیر یا وکیل او برساند.

*محل مصرف صدقه

محل مصرف صدقه فقط انسان‌ها هستند یعنی باید آن را به اشخاص داد تا صرف امور زندگی خود بکنند. (البته از لحاظ شرعی لازم نیست گیرنده صدقه لزوماً فقیر باشد، اما نزد عرف فقط به فقرا پرداخت می‌شود). این بدین معنی است که نمی‌توان صدقه را برای ساخت و ساز مسجد و بیمارستان و مانند آن خرج کرد.

*فرق صدقه و هدیه

اگر در پرداخت مال «قصد قربت» نکند، صدقه نیست بلکه «هدیه» است. بنابراین صدقه و هدیه فقط در این مسئله باهم فرق دارند که در صدقه حتماً باید قصد رضایت الهی و تقرّب به او را داشته باشیم؛ اما در هدیه دادن لازم نیست قصد قربت بکنیم؛ پس اگر کسی نذر کند که مبلغی به فقرا صدقه دهد باید هنگام انجام نذر خود، قصد قربت داشته باشد و اگر با این قصد پرداخت نکند صدقه قبول نیست و در نتیجه به نذر عمل نشده است.
فرق دیگر صدقه و هدیه آن است که هدیه را در برخی از موارد می‌توان باز پس گرفت؛ اما چنانکه گذشت نمی‌توان صدقه را بعد از تحویل دادن به فقیر یا وکیل او پس گرفت.

*صدقه به سادات بزرگوار
در بین مؤمنین مشهور است که صدقه دادن به سادات حرام است و سادات نباید صدقه بگیرند.
این مطلب در مورد صدقات واجب (زکات، زکات فطره و ...) صحیح است؛ یعنی غیر سیّد نمی‌تواند زکات مال یا فطره و دیگر صدقات واجب خود را به سادات بدهد. اما غیر سید می‌تواند صدقه مستحبی خود را به سادات عزیز بدهد.
اما سادات می‌توانند تمام صدقات واجب و مستحبی خود را به سادات و یا غیر سادات بپردازند.

*به چه کسانی می‌توان صدقه داد؟
لازم نیست فقیری که صدقه را به او می‌دهند حتماً شیعه باشد بلکه می‌توان به فقرای اهل سنت هم صدقه داد. حتی می‌توان به غیر مسلمانانی که در حال جنگ و دشمنی با مسلمانان نیستند صدقه داد.
از سوی دیگر بهتر است صدقه را به اطرافیان فقیر و نیازمند پرداخت کرد و اگر در میان ایشان فقیری نبود به دیگران پرداخت نمود. یعنی اولویت صدقه دادن با خویشان است؛ البته اگر با وجود خویشان فقیر، به دیگران صدقه دهد اشکال ندارد.

*شیوه پرداخت صدقه
چنانکه گفته شد صدقه را باید به دست فقیر یا کسی که از فقیر وکالت دارد تا صدقه را تحویل بگیرد، برسانیم و بدون رساندن به دست آنان صدقه صدق نمی‌کند.
البته اگر صدقه را به حساب بانکی یک فقیر هم بریزند در حکم دادن به دست اوست.
برخی از نهادهای اجتماعی و مراکز خیریه مانند مراکز نگهداری سالمندان فقیر یا کودکان سرطانی هم از طریق اینترنت و با کارت‌های بانکی صدقات و کمک‌های مردم را جمع آوری می‌کنند که پرداخت صدقه به آنان هم بی اشکال است.
خوب است که صدقات مستحبی را مخفیانه پرداخت کرد؛ چنانکه خوب است صدقات واجب را غیر مخفیانه پرداخت کرد. البته این به معنی جواز ریاکاری در پرداخت صدقات واجب نیست بلکه برای تشویق دیگران است، چرا که ریا در پرداخت زکات و خمس ممکن است باعث بطلان آن‌ها گردد.

*وقت صدقه دادن

در صدقه دادن، وقت خاصی معتبر نیست؛ اما در برخی از اوقات و روزهای خاص فضیلت بیشتری دارد.
برای مثال صدقه دادن در ابتدای روز سفارش شده است. همچنین صدقه در روز جمعه، عید غدیر، شب قدر و روز عرفه فضیلت بیشتری دارد.

*صدقه از طرف اموات
می‌توان صدقه را به این نیّت پرداخت کرد که ثواب آن برای شخصی باشد که از دنیا رفته است.
مخصوصاً اگر عاق والدین در حق پدر و مادر خود بعد از مرگ آنان بسیار نیکی کند، ممکن است موجبات رضایت آنان را فراهم آورد و از این گناه خانمان سوز نجات پیدا کند.

*منّت در صدقه
منّت گذاشتن در پرداخت صدقه اصلاً خوب نیست و اگر باعث آزار شخص گیرنده هم شود حرام است. در هر صورت منت گذاشتن، ثواب صدقه را از بین می‌برد و موجبات غضب الهی را فراهم می‌آورد.
در برخی احادیث قدسی آمده است که خداوند متعال بهشت را بر اشخاص منت گذار حرام کرده است.

*تکدی کردن و گدایی بدون نیازمندی
گدایی کردن و درخواست از مردم بدون نیاز واقعی از لحاظ شرعی کراهت شدید دارد و برخی از علما فتوا به حرمت آن داده‌اند.
در روایتی آمده است که هر کس از مردم سؤال کند و حال آنکه روزى سه روز را داشته باشد خداوند را روز قیامت ملاقات مى‌کند در حالى که صورتش گوشت ندارد.

*صدقات نا به‌جا

برخی از صدقات هم از نظر شرعی پسندیده نیستند و احکام کراهت و حتی حرمت بر آن‌ها بار می‌شود.
برای نمونه می‌توان به صدقه دادن همه اموال و صدقه با منّت اشاره کرد.
همچنین در روایات اهل‌بیت آمده است که یکی از بهترین انواع صدقه رسیدگی و توسعه در رفاه (عادی و نه رفاه مفرط) و آسایش خانواده خود شخص است. پس اگر دادن صدقه باعث رنج و زحمت خانواده خود انسان باشد مورد پسند نیست.

*رسیدگی به حیوانات

اسلام عزیز رسیدگی به نیازهای حیوانات را هم فراموش نکرده و برای رفع تشنگی و احتیاجات خاص آن‌ها هم ثواب‌های بسیار مقرر فرموده است، هر چند شاید نتوان نام این کار را صدقه گذاشت.

نویسنده: حجت‌الاسلام مرتضی کیوانی


 
  • دوشنبه پنجم دی 1390 - 22:49
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
 حجت‌الاسلام جعفر شجونی عصر امروز در مراسم نخستین سالگرد درگذشت امام جماعت فقید مسجد هاشمی رشت، مرگ این طلبه جوان در اثر تصادف رانندگی و به هنگام انجام وظیفه در راه تبلیغ دین را تاسف‌بار خواند.
وی با بیان اینکه کسی که یک‌ ذره ایمان داشته باشد هرگز آرزوی بازگشت به این دنیا را نمی‌کند، افزود: زندگی کنونی ما در واقع مرگ است و آنهایی که از این دنیا رفته‌اند، حیات دارند ولی ما زندگی نمی‌کنیم و دفع الم می‌کنیم.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران با اشاره به اینکه خداوند ابتدا مرگ و سپس حیات را آفرید، ابراز داشت: حیات واقعی همان مرگ است و آدم‌هایی که بی‌دین، بدون هدف، غارت‌گر، دین فروش، خائن و... هستند و حرمت ندارند خداوند در روز قیامت آنها را به صورت کمپرسی وارد دوزخ می‌کند ولی ملائکه در روز قیامت به استقبال مومن می‌رود و به او سلام می‌کند و نوید بهشت می‌دهد.
وی با بیان اینکه فهم امام حسین (ع) نسبت به دنیا بسیار بالا بود، تصریح کرد: امام حسین (ع) درباره دنیا می‌فرمود دنیا با تمام لدت‌هایش مانند ذره‌ای غذا در لای دندان است.
شجونی به سخن آیت‌العظمی بهجت فومنی، اشاره کرد و یادآور شد: در دیداری که با آیت‌الله بهجت داشتم ایشان به بنده به طور خصوصی فرمودند که اگر در سخنرانی‌هایت «عقاید» را بگویی و به قدر بال یک مگس از چشم خودت و مردم اشک بریزد بهشت را به تو تضمین می‌کنم.
وی اضافه کرد: همچنین آیت‌الله بهجت فومنی به صورت عمومی نیز فرموده بودند که «ما آمده‌ایم در این دنیا قیمت پیدا کنیم و برویم و نیامده‌ایم که به هر قیمتی زندگی کنیم».
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران با ذکر خاطره‌ای از شهادت یک بسیجی بیان داشت: زمانی که این بسیجی می‌خواست روی مین رود پوتین‌هایش را از پا درآورد و وقتی از او پرسیده شد چرا این کار را می‌کنی در پاسخ گفت که پوتین‌هایش بیت‌المال است و نمی‌خواهد صدمه‌ای به این بیت‌المال وارد آید.
وی ادامه داد: آن بسیجی شهید یک پوتین را بیت‌المال دانست اما کسانی که 3 هزار میلیارد تومان اختلاس کردند آن را بیت‌المال نمی‌دانستند.‌

 
  • جمعه دوم دی 1390 - 20:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه
 

 در دین مبین اسلام به اول وقت گذاردن نماز تاکید شده است، اینکه چرا باید نماز را در اوقات معینی بجا آورد و چرا نماز در بعضی اوقات فضیلت بیشتری دارد؟ چند پاسخ می‌توان داد.

پاسخ نخست: 
از امام حسن علیه‌السلام  روایت شده است که فرمود «عده‌ای از یهود نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسش‌ها این بود که گفت «بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عزوجل، این نمازهای پنج‌گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟»، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود «خورشید را در هنگام زوال، حلقه‌ای است که به آن داخل‌می شود (1) و در این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم زبان می‌گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم صلوات و رحمت و برکات خود را بر من نازل می‌فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز ظهر را واجب کرده و فرموده است «أقم الصلوة لدلوک الشمس الی غَسق اللیل» (2) و این ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می‌آورند، پس هیچ مؤمنی نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد، مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد.
اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم علیه‌السلام در آن وقت از شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند، پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب‌ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند، حضرت آدم علیه‌السلام بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد ... و این سه رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب می‌شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا کند، دعایش را مستجاب فرماید.
همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس پروردگارم به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود، مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود، اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می‌کند، پروردگارم مرا امر فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران آفتاب را سجده آورند، امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.» (3)
 
پاسخ دوم:
 امام صادق علیه‌السلام فرمود «هنگامی که آدم علیه‌السلام از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد، لکه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه که بر تمامی اندامش پدید آمده بود، بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت «ای آدم! چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟»، جواب داد «از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم»، جبرئیل گفت «ای آدم! برخیز و نماز کن که این، وقتِ نماز نخستین است»، پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد)، بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت «ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است».
آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت«ای آدم! برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است»، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید، بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد، آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت «وقت نماز پنجم شد»، آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته بود، بیرون آمد، پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد، در این هنگام جبرئیل به آدم گفت« ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می‌باشد؛ هر کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند، از گناهان خارج می شود، آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی». (4)
 
پاسخ سوم:
از حضرت امام رضا علیه‌السلام روایت است که به فضل بن شاذان فرمود « چنانچه کسی بپرسد که، چرا نماز در این اوقات (اوقات معین و مخصوص) بدون تقدم و تأخر واجب شده است، جواب این است که این اوقات برای همه مردم روی زمین معلوم و واضح است و عالِم و جاهل آن را به چهار وقت می‌شناسند؛ غروب آفتاب خود آشکار و معلوم است که در آن، نماز مغرب واجب شده است و فرو رفتن سرخی آفتاب (شفق) پس از غروب خورشید معلوم و مشهور است که آن وقت نماز عشاء است و همچنین طلوع فجر روشن و آشکار است و آن، وقت نماز صبح است و زوال شمس نیز آشکار و معلوم است و در آن ظهر واجب می‌شود و برای عصر وقت مخصوص و معینی مانند نمازهای دیگر است و وقت آن پس از انجام ظهر است و علت دیگر، اینکه خداوند دوست داشته که بندگانش قبل از هر کاری، ابتدا طاعت خداوند را انجام دهند؛ پس ایشان را در اول طلوع روز، امر کرده است که به عبادتش بپردازند و سپس در پی کار و روزی خویش روند و امر دنیای خود را اداره کنند.
پس در این وقت نماز صبح را بر ایشان واجب کرد و چون نیم روز شود از کار دست کشند و آن وقتی است که مردم به جای خود بازگردند و لباس از تن به در آرند و بیاسایند و به خوردن مشغول شوند و استراحت کنند و در چنین هنگامی خداوند آنان را امر فرموده که ابتدا به ذکر و عبادت او بپردازند، از این رو ظهر را بر ایشان واجب کرده است تا به آن آغاز کنند و سپس به کارهای دیگر بپردازند و چون امور شخصی را انجام دادند و خواستند پی کار و کسب خود روند، باز دستور نماز عصر را داده که آن را انجام دهند و سپس به کاری که در نظر دارند رهسپار گشته و به اصلاح آن امر دنیایی خود پردازند و چون شب شد، لباس از تن بیفکنند و به جایگاه و منزل بازگردند، پیش از هر کار باید به عبادت و ذکر پروردگارشان ابتدا کنند و بعد به امور دیگر بپردازند.
از این رو نماز مغرب را بر ایشان واجب فرمود و چون وقت استراحت و خواب آید و از کوشش فراغت یافتند، خداوند دوست داشته است که در آغاز به عبادت و طاعت او پردازند، سپس در پی اموری که می‌خواهند انجام دهند روند و آنچنان باشند که ابتدا کرده باشند در هر فصلی از ساعات شبانه روز به طاعت و پرستش او و از این جهت در این وقت نماز عشاء را واجب کرد، پس چون این دستور را به کار بندند او را فراموش نخواهند کرد و از او غافل نخواهند شد و در این صورت دل‌هایشان سخت نشود و رغبتشان نکاهد.
اگر کسی بگوید «وقتی معین برای عصر نیست، مانند اوقات نمازهای دیگر، چرا آن را بین ظهر و مغرب قرار داد و میان عشاء و صبح، یا میان صبح و ظهر قرار نداد؟» جواب این است «برای آن که هیچ وقتی برای مردم از ضعفاء و از کار بر کناران و اقویا و کارگزاران آسان‌تر و راحت‌تر و مناسب‌تر برای نماز عصر از این وقت معین نیست، زیرا مردم همگی از اول روز به تجارت و معامله و آمد و رفت و کار و کوشش در رفع حوائج خود و فعالیت در بازارهای کسب مشغول‌اند، پس خداوند نخواست که آنان را از به دست آوردن روزی به کار دیگر مشغول کند ... نیز مردم همگی قادر به شب خیزی نیستند و آن را درست هم درک نمی‌کنند و وقت آن در نیمه‌های شب اگر باشد، بیدار نمی‌شوند، هر چند واجب باشد و امکانش هم برای ایشان بسیار کم است، پس خداوند بر آنان آسان گرفت و نماز عصر را در سخت‌ترین ساعات شبانه روز مقرر نفرمود؛ بلکه وقت آن را در راحت‌ترین هنگام قرار داد، چنان که خداوند ـ عز و جل ـ خود فرموده است «یرید اللّه بکم الیُسر و لا یریدُ بکم العُسر» (5)
 
پاسخ چهارم:
 از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که فرمود «افضل اوقات سه وقت است، هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب و هنگام سحر؛ پس خداوند دوست داشت که برای قرب به او در این اوقات سه‌گانه نماز به جای آورده شود». (6)

 
 پی‌نوشت‌ها:
 1- ظاهراً منظور از حلقه، همان خط یا دائره فرضی نصف النهار است و اگر چنین باشد زوال شمس نسبت به شهرها و بلاد مختلف که طول جغرافیایی آنها روی کره زمین اختلاف دارد متفاوت است، از این رو زوال به وقت معین ـ چنان که از ظاهر عبارت استفاده می‌شود، اختصاص ندارد و با توجه به همین اختلاف است که اوقات نماز در بلاد مختلف با هم تفاوت دارد.
2- یعنی نماز را از وقت زوال خورشید تا نیمه شب بپادار.
3- من لایحضره الفقیه، کتاب «الصلاة»، ص 317 ـ 320.
4- همان، ص 320 الی 321.
5- عیون اخبار الرضا (ع) ، ج 2، ص 230 ـ 277.
6- همان، ص 231.


 
  • جمعه دوم دی 1390 - 20:54
  • دسته بندی : متفرقات دینی
  • نویسنده: سلوکیه

 تا کنون در خصوص چرایی تاکید برخی از مستحبات وضو سخن به میان آمد از قبیل مسواک زدن، مضمضه کردن و اینکه چرا باید اعضای خاصی از بدن در وضو شستشو شود، از دیگر مقدمات وضو می‌توان به «استنشاق» اشاره کرد که از دیگر مستحبات وضو به شمار می‌رود، واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی نماز در پاسخ به این سوال که چرا استنشاق مستحب است و این قدر بر آن تاکید شده است؟ بیان می‌دارد:  
سر ظاهری داخل نمودن آب درون بینی و خارج کردن آن این است که انسان وقتی وارد نماز شد از تمام کثافات چه پاک و چه نجس مبرا باشد و بتواند هنگام رفتن به رکوع وسجده به راحتی تنفس کند، زیرا در این دو حالت تنفس مشکل‌تر است، تحریک نوک عصب سمپاتیک در بینی که درمان بیماری‌های اعصاب با این تحریک واقع می‌شود که اسلام برای این تحریک، استنشاق آب خنک را تجویز کرده است.
مشغول نشدن انسان هنگام نماز به بینی نیز از دیگر اسرار ظاهری آن است، اما سر معنوی آن این است که انسان آماده بوییدن رایحه رحمت الهی باشد که هنگام نماز بر انسان نازل می‌شود، همانگونه که در روایت آمده است «اِنَّ لِلّهِ فى أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَرصَّدُوا لَها»[1]؛ همانا براى پروردگار در ایام زندگانى شما وزش‌هاى روحانى است، آگاه باشید و انتظار آن را بکشید».
بینى آن باشد که آن بویى برد
بوى او را جانب کویى برد
انسان همان‌گونه که در دنیا همیشه به دنبال بوهای خوش مادی است، به دنبال بوی خوش معنوی نیز باشد، انسان باید همیشه از بوهای حرام اجتناب کند، زیرا بوییدن هر چیزی که محرک شهوت باشد حرام است، لذا به دنبال بوی حلال در زندگی توصیه شده است.
با پرهیز از بوهای حرام از خداوند لیاقت بوییدن بهشت را طلب کند، بنابراین هنگام استنشاق می‌خوانیم «اللهم لا تحرم علی ریح الجنه واجعلنی ممن یشم ریحها وروحها وطیبها»؛ «خداوندا! بوی بهشت را بر من حرام نگردان و مرا از کسانی قرار ده که بوی خوش آن را استشمام می‌کنند».
علاقه‌مندان برای ارسال پرسش می‌توانند در هر ساعت از شبانه‌روز از طریق پست الکترونیکی به نشانی porseshnamaz@yahoo.com، ارسال پیامک به شماره 09373784770 و تماس تلفنی با شماره 02517740920 اقدام کنند. 

پی‌نوشت:
1ـ عوالى اللآلى: 1/296، الفصل العاشر، حدیث 195؛ بحار الأنوار: 74/168 ، باب 7، حدیث 2.


 
  • جمعه دوم دی 1390 - 19:14
  • دسته بندی : متفرقات دینی
  • نویسنده: سلوکیه

خبرگزاری فارس: ایمان مبتنی بر یقین از انحراف انسان جلوگیری می‌کند

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت‌الاسلام علی نظری‌منفرد در سخنان پیش از خطبه نماز این هفته جمعه قم که در حرم حضرت معصومه(س) برگزار شد، اظهار کرد: زندگی امام سجاد(ع) سراسر نور و فضیلت است و دقت در سیره این امام و سایر انسان‌های بزرگ ثمرات بسیاری در زندگی انسان می‌شود.
وی افزود: خداوند پیامبر اسلام(ص) را الگویی برای تمام انسان‌ها معرفی کرده است به همین دلیل باید سیره رسول گرامی اسلام مورد بررسی قرار گرفته و اخلاق و رفتار او به مردم شناسانده شود.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به عصمت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) گفت: معصوم بودن به معنای نبود کاستی در گفتار،‌ اخلاق و عملکرد است به همین دلیل این انسان‌ها الگوی بشریت هستند و آیات بسیاری مانند آیه تطهیر،‌ عصمت آنها را تایید می‌کند.
وی ادامه داد: امام سجاد در زمینه دعا و شیوه درخواست از خدا،‌ الگویی والا برای شیعیان است و در واقع می‌توان صحیفه سجادیه را که در 54 فصل مختلف تدوین شده است به عنوان زبور آل‌محمد(ص) دانست.
نظری‌منفرد دعا را یکی از گنجینه‌های ارزشمندی دانست که در اختیار تشیع قرار دارد و افزود: محور خواسته‌های افراد از خداوند معمولا سلامتی،‌ طول عمر و گشایش رزق است اما امام سجاد(ع) در آغاز دعای خود، کامل شدن ایمان خویش را از خداوند درخواست می‌کند زیرا ایمان کامل،‌ فرد را به انسانی ایده‌آل و موفق تبدیل می‌کند.
استاد حوزه علمیه قم ابراز کرد: برای کامل شدن ایمان باید ابتدا باورهای دینی خود را محکم سازیم و این مسئله در روایات اهل‌بیت(ع) نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
وی با تاکید بر گسترش خداباوری و ایمان‌باوری در میان اقشار مختلف جامعه تصریح کرد: زمانی که این باورها در میان مردم به ویژه نسل جوان احیا شوند نسل‌های بعدی ما بیمه خواهند شد.
نظری‌منفرد با اشاره به هجمه‌های فرهنگی و اجتماعی دشمنان علیه ملت مسلمان ایران گفت: دشمنان سعی می‌کنند اشتغالات فکری گوناگونی برای جوانان ما فراهم سازند تا آنها را از تفکر بازدارند اما خداوند از ما می‌خواهد که اندیشه و تفکر را هیچ‌گاه فراموش نکنیم.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: خداوند در آیات مختلفی از قرآن مجید مثال‌های گوناگونی از طبیعت را ذکر کرده و در ذیل همه آنها از انسان‌ها می‌خواهد که در این مورد تفکر کنند زیرا اندیشه موجب از میان رفتن مسائل مبهم زندگی می‌شود.
وی با بیان اینکه اندیشه و تفکر جایگاه بسیار مهمی در اسلام دارد، افزود: امام علی‌(ع) در این رابطه می‌فرمایند «فکر آینه‌ای شفاف بوده و اندیشه، حیات روح و قلب است» بنابراین ضروری است که انسان به مقام یقین برسد و آنگاه خداباوری و معادباوری در جامعه تقویت می‌شود.
نظری‌منفرد اظهار کرد: امام سجاد(ع) تمام این موارد را در قالب دعا به شیعیان آموزش داده است، زیرا باورهای دینی جامعه را در مقابل حوادث بیمه کرده و موجب کاهش فساد در میان مردم می‌شود.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به تلاش پیامبر اکرم(ص) برای گسترش باورهای دینی در میان مردم عنوان کرد: زحمات رسول گرامی اسلام(ص) موجب شد تا افرادی چون عمار، ابوذر،‌ سلمان و مقدار در مکتب او پرورش یابند.
وی تاکید کرد: زمانی که جوانان به باورهای عمیق دینی دست نیافته باشند آنگاه انجام عبادات برای آنها سخت بوده و تاثیر چندانی نخواهد داشت.
نظری‌منفرد به آیات سوره یوسف در این زمینه اشاره کرد و گفت: خداوند به پیامبرش می‌فرماید به امت خود بگو که راه الهی مشخص شده و تو به همراه پیروان خود با بصیرت در آن گام نهاده‌اید.
این استاد حوزوی با بیان اینکه نبود بصیرت موجب بروز مشکلاتی در ادامه مسیر خواهد شد، افزود: پیامبر اسلام(ص) از همه مردم می‌خواست با بصیرت و آگاهی اسلام را پذیرند و این امر در آیات قرآن نیز مشاهده می‌شود به طوری که سراسر این کتاب آسمانی مملو از استدلال خداوند بوده و از مشرکان نیز برای رفتارشان دلیل و برهان خواسته می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: ایمان مبتنی بر یقین انسان را بیمه کرده و او را در صراط مستقیم قرار می‌دهد و موجب جلوگیری از انحراف او می‌شود حتی اگر محیط اطراف انسان، فضایی غیر دینی باشد.
نظری‌منفرد یقین را دارای نشانه‌هایی دانست و افزود: انجام عبادات و رعایت مسائلی چون حجاب و عفاف انسان را در مسیر صحیح قرار می‌دهد و نشانه‌ای از وجود یقین در وجود اشخاص است.


 
  • جمعه دوم دی 1390 - 19:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده: سلوکیه

 مصصح کتاب «مفتاح‌الفرج» با تشریح جایگاه استخاره در اسلام و تاکید بر به جا آوردن شرایط این سنت اسلامی، ضمن بر شمردن انواع روش‌های استخاره، آن را تیر آخر برای برطرف شدن سرگردانی انسان دانست.

خبرگزاری فارس: استخاره؛ تیر آخر در تصمیم‌گیری/ آسیب‌پذیری در اعتقاد غلط به استخاره

 موضوع «استخاره» از جمله موضوعاتی است که در نزد عموم فرقه‌های اسلامی، مورد پذیرش واقع شده و هم نوع عام آن و هم انواع خاصش با توجه به حجم زیاد روایات موجود در این زمینه و وجود نوعی اجماع از ناحیه محققان شیعه و سنی به هیچ وجه قابل انکار نیست، اما وجود برخی بدانگاری‌ها و افراط‌های صورت گرفته و همچنین قصور مبلغان و محققان اسلامی در تبیین چیستی استخاره، حدود، حکمت‌ها، شرایط و موارد آسیب‌شناسی آن باعث شده تا برخی از مردم نسبت به این سنت حسنه بدبین شوند و شبهاتی در مورد آن، همچنان در اذهان پیروان مکتب اسلام باقی بماند، لذا برای آشنایی بیشتر با چگونگی شرایط استخاره و آسیب شناسی آن با حجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی جلفایی مصصح کتاب «مفتاح‌الفرج» علامه محمدحسین بن محمدصالح خاتون‌آبادی در بیان انواع استخاره، آداب و روش‌های آن گفت‌و‌گویی را ترتیب دادیم. وی پژوهشگر مؤسسه دارالحدیث قم است و کتاب‌های زیادی در زمینه‌های مختلف به نگارش در آورده و از نزدیک با متون حدیثی در ارتباط است.

«استخاره» یکی از اولویت‌های پژوهشی شود 

* با توجه به اینکه با کتاب‌های حدیثی در ارتباط هستید، چه عواملی موجب شد که سراغ کتاب «مفتاح‌الفرج» علامه محمدحسین بن محمدصالح خاتون آبادی بروید؟

- به نظر می‌رسد یکی از اولویت‌های پژوهشی که مطرح است و باید محققین روی این قضیه کار کنند، بررسی بعضی از موضوعات در فرهنگ اهل بیت علیهم‌السلام است که کارشناسی‌های لازم روی این موضوعات صورت نگرفته است و در مقام عمل مشاهده می‌شود، همین عدم وجود ملاک‌های دقیق در مورد این موضوعات، پیروان این مکتب را دچار انحرافات و کج فهمی‌هایی کرده و یا موجب پیدایش شبهات در ذهن عموم مردم شده است، لذا یکی از اولویت‌های مهمی که در عرصه پژوهش الان مطرح است که محققین باید در مورد این مسائل، تحقیقات لازم را به عمل بیاورند و سعی کنند ملاک‌یابی کنند، موضوع استخاره است.
موضوع استخاره در کتاب‌های مختلف مورد بحث قرار می‌گیرد، در مقام عمل بسیاری از آقایان استخاره می‌کنند و یا بسیاری از مردم رو به سمت استخاره روی می‌آورند، منتها بیشتر افرادی که ما با آنها در ارتباط هستیم، می‌بینیم فهم درستی از سنت حسنه استخاره در اسلام را ندارند، در جاهایی استخاره می‌کنند که نباید استخاره کنند و در نتیجه به مجموعه آسیب‌هایی مبتلا می‌شوند و در گذر زمان متوجه می‌شویم، این آسیب‌ ناشی از اعتقاد غلط به سنت استخاره بوده است.
به همین جهت سال‌ها ذهن‌مان با این موضوع مأنوس بود تا اینکه یک اثر قدیمی اثر مرحوم «محمد حسین بن محمد صالح خاتون‌آبادی» متوفی 1116 هجری قمری است، پدر ایشان، داماد مرحوم علامه مجلسی بوده و مولف نوه دختری علامه مجلسی است، ایشان یک کتابی را تحت عنوان «مفتاح‌‌الفرج» نوشته و به بیان انواع استخاره و آداب و روش‌های آن پرداخته است، این کتاب نسخه خطی بوده و تا به حال چاپ نشده بود و چون کتابی جامعی در معرفی راه‌های استخاره بود و به زبان فارسی نسبتاً روانی به رشته تحریر درآمده بود، نسبت به کتاب‌های دیگر متن آن روان بود، بهانه‌ای شد که ما این کتاب را تصحیح و به بازار عرضه کنیم و هم یک مقدمه‌ای برای این کتاب در بیان ماهیت استخاره، حکمت‌ها، شرایط، شبهات و موارد آسیب‌شناسی، انواع استخاره، آداب و روش‌های استخاره بنویسم، در زمینه استخاره کتاب‌های متعددی وجود دارد، کتاب «مفاتیح‌الغیب» از علامه مجلسی که مستقیماً درباره استخاره نوشته‌اند.
رسیدن به پاسخ سؤالاتی نظیر اینکه استخاره به چه معنایی است، از نظر اهل بیت علیهم‌السلام حکمت استخاره چیست و چه شرایطی دارد؟ آیا می‌توان در همه کارها استخاره کرد؟ اگر استخاره کردیم، ملاک استخاره چیست؟ یعنی اگر استخاره کردیم، دیگه همه امور مطابق میل ما پیش خواهد رفت و یا نه یک سری عناصر دیگر لازم برای موفقیت در کاری که در آن استفاده می‌کنیم، لازم است؟ مهم‌تر از همه موارد آسیب‌شناسی آن، آیا سنت استخاره یک سنت شرعی است، کما اینکه در بین پیروان این مکتب می‌بینیم که فهم درستی از استخاره وجود ندارند و حتی در مواقعی به دین‌زدگی این کار می‌انجامد، این عوامل انگیزه‌ای شد تا این کتاب را تدوین کنم.
این کتاب مطابق با پیشرفته‌ترین اصول تصحیح متون خطی که در مؤسسه دارالحدیث در رابطه با سایر کتاب تصحیحی به کار می‌بریم، آن را تصحیح کردیم، همه‌راه‌هایی که مؤلف گزارش کرده بود را با مصادق اولیه در مستند‌سازی تطبیق دادیم و مواردی که متن دعایی یا متن استخاره‌ای را گزارش کرده، اعراب گذاری کامل فرستادیم و متن را تدوین کرده و به صورت تفکیک شده‌ای در اختیار خواننده قرار دادیم.
در یک عبارت کلی حدود برخی سهل‌انگاری‌ها و افراط‌های صورت گرفته از سوی محققان اسلامی در تدوین چگونگی استخاره، حدود، حکمت‌ها، شرایط و موارد آسیب‌شناسی باعث شده است که برخی از مردم نسبت به سنت حسنه یا بدبین یا دچار کج فهمی از این سنت شوند، بنابراین تحقیق پیرامون این قضیه یکی از اولویت‌های پژوهشی به حساب می‌آید که کاری که بنده کردم به نظر خودم تمام و کمال نیست، به نظر بنده محققین باید در مورد این سنت و در مورد سنت‌های دیگر و برخی از آداب اسلامی ملاک یابی کنند تا در نهایت یک نظریه‌ قابل دفاع در بین پیروان مکتب اسلام ارائه دهند.

* آیا متن کتاب «مفتاح‌الفرج» تخصصی است یا اینکه عامه مردم می‌توانند از آن استفاده کنند؟

ـ قلم متن کتاب اصلی یک مقدار سنگین و قلم فارسی قرن 12 است، لذا با اضافه کردن برخی توضیحات، پاورقی‌ها و برخی کلمات داخل کروشه در متن، سعی کردیم آن را قابل فهم‌تر برای مردم کنیم، منتها مقدمه کتاب را به زبان ساده و روان نوشته‌ام، بازتابی که این کتاب داشته و تماس‌هایی که با بنده گرفته شده احساس می‌کنم، برای عموم مردم خواندنش قابل فهم است.
 
استخاره به معنای طلب خیر کردن از کسی است

*استخاره به چه معناست؟

ـ «استخاره» در لغت عرب از ماده «خیر» گرفته شده و از باب استفعال است، این واژه در اصل «استخیار» بوده که عین‌الفعل آن حذف شده و تاء به عوض محذوف در آخرش افزوده شده است.
همان گونه که در میان عالمان و دانشمندان ادبیات عرب، معروف است «باب الاستفعال یغلب فیه طلب الفعل»؛ یعنی باب استفعال، غالباً به معنای طلب فعل به کار می‌رود، بنابراین، استخاره در اصل به معنای طلب خیر کردن از کسی است.

توجه به معنای خاص و عام استخاره
 
* مراد از استخاره در فرهنگ اسلامی چیست؟
ـ بعضی از علما و محققان، استخاره را به این معنا که ما به صورت نمادین قرآن و یا تسبیح استخاره کنیم، این استخاره را منکر شدند، در مقدمه کتاب اثبات کردیم که استفاده آقایان درست نبوده است، ما دو استخاره در فرهنگ اهل بیت علیهم‌السلام داریم، یک استخاره به معنای عام و یک استخاره به معنای خاص داریم.
استخاره عام این است که به همه مؤمنان توصیه شده است که در هر کاری از خداوند طلب خیر کنند، این استخاره عام است، بدین معنا که بهتر است مؤمن در همه کارها و تصمیمات خود از خداوند متعال طلب خیر کند، چرا که عاقبت و فرجام همه امور در قبصه قدرت اوست، بنابراین این نوع از استخاره به زمان یا مکانی و در هر کاری (چه قبل از اقدام به آن و چه در حین آنجام آن و چه بعد از آن) مؤمن باید به خداوند متعال توکل کرده و از او طلب خیر کند و در قلب، نیت و عمل خود عاقبت کارش را به او بسپرد و از او بخواهد تا پایان امورش را به خیر و سعادت ختم کند، لذا هر کاری که انسان با ارتباطی که با خدا دارد، استخاره و طلب خیر کند، توکل و توحید انسان را تقویت می‌کند.

مراد از استخاره در روایات معنای خاص آن است

برخی از محققان روایات مربوط به این نوع استخاره را دیدند، عجولانه تصمیم گرفتند که غیر از این استخاره نداریم و استخاره در اسلام به این معناست، البته این طور نیست، استخاره در جای خود محفوظ است، منتها با توجه به حجم روایاتی که از ناحیه معصومین داریم، استخاره خاص را نمی‌توانیم منکر شویم، استخاره خاص به این معناست که روش‌های مختلفی دارد، روش‌های استخاره خاص هم در منابع شیعه و هم در منابع سنی آمده است، روایات زیادی روش‌های استخاره خاص را به ما آموختند و با توجه به این قضیه انکار این مطلب بسیار نامعقول است که با این همه روایت در این موضوع، گفته شود چنین موضوعی در شریعت وجود ندارد.
لذا وجود این همه روایت به نوعی اصل وجود استخاره خاص را به صورت مستدل برای ما ثابت می‌کند، پس ما این فرهنگ را در شیعه داریم، ۷ نوع استخاره خاص را در این کتاب بر شماردیم:
1-   استخاره با قرآن کریم
2-   استخاره با تسبیح
3-   استخاره با رقعه
4-   استخاره با نماز و دعا
5-   استخاره با بندق
6-   استخاره با سنگریزه
7-   استخاره به روش مشورت با کسی «استشاره»، شما یک دعا یا ورد خاصی را می‌خوانید با یک شرایط خاصی، با اولین نفری که رو در رو می‌شوید مشورت می‌کنید، خداوند به احترام آن دعا و ارتباطی که شما داشتید، آنچه که خیر است، پیش روی شما می‌گذارد که بر دهن آن شخص می‌گذارد، این هفت روش در روایات وجود دارند و قابل انکار نیست.
پس با توجه به حجم بالای روایات در منابع شیعه و سنی نمی‌توان مراد از استخاره را به معنای استخاره عام دانست و استخاره به قرآن تسبیح، رقعه و مانند اینها را انکار کرد، در مورد استخاره آثار مختلفی وجود دارد که در قرن‌های پس از معصومین علیهم‌السلام  برخی از محققان، علما و محدثان کتاب‌های مختلفی از قرن 4 هجری به بعد در مورد استخاره نوشتند و معلوم می‌شود که در بین قدما ما این سنت مطرح بوده است.
 
* برخی از کتاب‌های استخاره در میان تشیع و اهل سنت را نام می‌برید؟

- تالیفات و تصنیفاتی که در طول تاریخ اسلام در مورد استخاره و طرق آن نوشته شده، معمولاً به یکی از این دو صورت می‌باشد:
صورت اول: در قالب بخش‌ها و یا فصولی عمده از مجموعه فقهی ، روایی و دعایی می‌باشد که از این قسم، از میان منابع شیعی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:«المحاسن» برقی، «الکافی» کلینی، «فقه‌الرضا» ابن بابویه، «من لایحضره الفقیه» شیخ صدوق، «المقنع» شیخ صدوق، «التهذیب» شیخ طوسی.
در میان کتب اهل سنت نیز به کتاب‌هایی نظیر «سنن ابن ماجه»، «سنن ابی داود»، «سنن ترمذی» و «سنن البیهقی» اشاره کرد.
صورت دوم: آثاری هستند که در آن ها مستقلاً به موضوع استخاره پرداخته شده است، موارد مهم این قسم از آثار عبارتند از : «الاستخاره» محمد بن یعقوب کلینی، «الاستخاره» محمد بن مسعود عیاشی، «الاستخاره و الاستشاره» احمد ین سلیمان بصری شافعی، «رساله الاستخاره» محمد بن علی طایی حاتمی اندلسی، «فتح‌ الابواب بین ذوی الالباب» سید بن طاووس حسنی و...    

اولویت اول در استخاره گرفتن با شخص است/ شرط آشنایی با لسان عرب و قرآن برای استخاره گیرنده 
 
* در استخاره شرط است که حتماً خود شخص باید به گرفتن آن اقدام کند یا اینکه باید به یک عالم دینی رجوع کرد؟
- از امور روایات در مورد این سنت حسنه آمده است، برداشت می‌شود که اصل بر استخاره این است که خود انسان استخاره کند؛ یعنی در هیچ یک از روایات نداریم که برای استخاره توصیه به پیش کس دیگری رفتن را کرده باشد، منتها در مورد بعضی از روش‌های استخاره به صورت استثنایی چون استخاره با توجه به روایاتی که وارد شده است، نیاز به یک سری اطلاعات و علوم دارد که این نوع از استخاره بهتر این است که به کسی که شرایط لازم برای این استخاره را دارد، انجام دهد، مثل استخاره با قرآن.
برای پیروان ائمه معصومین علیه‌السلام که هم‌ عصر آنها بودند و به لسان، ادبیات عرب، ادبیات اهل بیت علیهم‌السلام، ادبیات قرآن و روایات آشنا بودند، هنگامی که قرآن را باز کردند، می‌توانستند معنا و مراد آن را بفهمند، منتها اکنون زبان اصلی ما عربی نیست و تخصص‌های لازم را برای فهم قرآن برخوردار نیستیم، استفاده می‌شود کسی که از این مهارت‌ها برخوردار است، استخاره کند، خیلی بهتر است.
برخی از افراد که معنای استخاره با قرآن را متوجه نمی‌شدند، دچار یک سری خرافات شدند، مثلاً یک بنده خدایی نقل می‌کرد که دچار افسردگی روحی و روانی شدید شده است، بعد از اینکه ریشه‌یابی کردیم، متوجه شدیم که مدت‌های طولانی در همه کارهای خودش با قرآن استخاره و از ترجمه آن برای فهم استخاره استفاده می‌کرده است، در حالی که این ترجمه خیلی از کلمات عربی را به همان صورت در ترجمه نقل کرده بود و آن شخص نفوذ خرافات و شیطان در روحش بیشتر شده است، به حدی که عبادات و نماز را کنار گذاشته بود که من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم، در حالی که اگر معنای استخاره را می‌دانست، به این بیماری دچار نمی‌شد، برای همین در استخاره با قرآن کریم باید اگر خودمان مراد آیه را متوجه نمی‌شویم، به ترجمه آن اعتماد نکرده و به کسانی رجوع کنیم که قرآن را می‌فهمند.

استخاره تیر آخر است

* ماهیت استخاره چیست، چه ملاک‌هایی محدوده استخاره را برای ما روشن می‌کند، آیا انسان در هر کاری می‌تواند استخاره کند؟
یا اینکه گفته می‌شود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست، این عبارت درست است؟
-ملاک استخاره این است که انسان در هر کاری که به تحیر و سرگردانی افتاده است و همه راه‌های عقلانی و تجربی را پشت سر گذاشته و به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است، انسان در آنجا استخاره کند، یعنی در مقام تحیر و سرگردانی ما می‌‌توانیم استخاره کنیم، استخاره تیر آخر است نه تیر اول، اشتباه اصلی ما این است که استخاره را تیر اول می‌گیریم، تا یک کار مهمی می‌خواهیم انجام دهیم، به دنبال استخاره می‌رویم، در حالی که استخاره در فرهنگ اسلامی تیر آخر است، یعنی ما باید اول تحقیقات لازم را به عمل بیاوریم، تأمل و تعقل لازم را در آن کار کنیم و از طریق عقل که خداوند به عنوان رسول باطنی به ما داده است، قصه را حل کنیم، اگر با عقل نتوانستیم به نتیجه برسیم،‌در مرحله دوم از تجربیات دیگران و مشورت با عقلا استفاده کنیم، با افرادی که در رشته خاصی که کار ما به آنها مربوط می‌شود، با آنها مشاوره کنیم، بعد از همه این مراحل که دیدیم که واقعاً بین دو امر سرگردان ماندیم که هر دو با عقل جور در می‌آید و در یک اندازه هستند و نمی‌توانیم نتیجه قطعی را بگیریم، به مقام تحیر رسیدیم، آنجا می‌توانیم استخاره کنیم.
یک شرط دیگر برای استخاره این است که حکم اسلامی، حکم شرعی و حکم فقهی در مورد آن صادر نشده باشد، اما در اموری می‌‌توانیم استخاره کنیم که اسلام حکم قطعی آن را صادر نکرده است، یعنی در محرمات، مکروهات، واجبات و مستحبات نمی‌توانیم استخاره کنیم، اینکه برای انجام کار واجبی یا حرامی استخاره کنیم، معنا ندارد، مثلاً بیشتر جوانان در ازدواج استخاره می‌کنند، ازدواج یک وقت برای فرد واجب می‌شود، چرا که در اینجا فرد به گناه می‌افتد و در اینجا دیگر جایی برای استخاره وجود ندارد، در مورد اصل ازدواج، باید ازدواج کند.
منتها اینکه شخصی که می‌خواهد ازدواج کند، با رعایت تمام موارد یعنی بعد از اینکه راه‌های عقلانی، تجربه و مشورت را پشت سر گذاشت، به نتیجه نرسید و سرگردان ماند، از لحاظ حکم شرعی هم مانعی دیده نمی‌شود، منتها دلش در حال سرگردانی است که آیا من با آن خوشبخت می‌شوم یا این همان شخصی است که خداوند برای من در نظر گرفته است، در اینجا می‌تواند استخاره کند، نه اینکه تا یک نفر به ذهنش رسیده استخاره کند، در اینجا نه استخاره جواب لازم را به آن می‌دهد و نه استخاره‌اش یک سنت شرعی است و جواب نخواهد داشت.

استخاره در مواردی که حکم شرعی برای آنها وارد است، جایز نیست

* از شرایط استخاره صحبت کردید، می‌شود بیشتر در این باره توضیح دهید؟
- همان طور که گفته شد، استخاره در مورد مسائلی که شرع مقدس در خصوص انجام و یا عدم انجام آنها امر و نهی دارد و یا توصیه و ذم دارد و یا حکمی خاص دارد، هیچ وجهی ندارد، استخاره کردن در خصوص مسائل پیش‌پا افتاده که ارزش استخاره را ندارد، وجهی ندارد، به  عنوان مثال برخی از افراد برای هر کاری که می‌خواهند انجام دهند استخاره می‌کنند ، بلکه استخاره در مورد کارهای مهمی است که واقعاً تصمیم گرفتن در مورد آنها نسبتاً دشوار است.
اینکه در زبان عموم مردم، مشهور است که می‌گویند «در کار خیر حاجت استخاره نیست» و مثلاً از این مسئله استفاده کرده و می‌گویند که در امر ازدواج نباید استخاره کرد، به نظر ما درست نیست، چرا که انسان به طور کلی در همه کارهایی که می‌تواند از طریق شرع و یا عقل و یا تجربه و مشورت و استفاده از علوم پذیرفته شده بشری تشخیص دهد که آن کار خیر است و یا شر، نیاز به استخاره ندارد و در غیر آن موارد می‌تواند استخاره کند.
استخاره جهت پذیرفتن و یا نپذیرفتن یافته‌های قطعی علوم طبیعی و تجربی بشری که مورد پذیرش همه عقلا و اهل فن واقع شده ندارد، به عنوان مثال کسی که مریض شده و همه پزشکان می‌گویند
که باید برای درمان آن، فلان کار را کرد و یا نسخه‌ای خاص را به او تجویز می‌کنند، آن شخص حق ندارد، در این خصوص برای پذیرش یا عدم پذیرش حرف آنها استخاره کند.
در استخاره کردن، استخاره کننده نباید منتظر پیش بینی و یا پیشگویی باشد، بلکه مراد از خوب یا ید در استخاره تنها این است که آیا این اقدام به ‌آن کار خاص به خیر و صلاح دنیایی و اخروی فرد است یا نه؟
عزم جزم استخاره کننده به عمل برای نتیجه استخاره الزامی است و تردید در استخاره و تکرار آن و اصرار برای رسیدن به نتیجه خوب، موجب بی‌اعتباری شدن استخاره می‌شود،  همچنین استخاره کننده باید بداند که استخاره فقط مختص مقام تردید و حیرت است و آن هم تردیدی که مکلف با تکیه بر مشورت و تجربه و با استفاده از آموزه‌های شرعی و عقلانی و تجربی نمی‌تواند تردید خود را رفع کند و به یک نتیجه قطعی برسد.
استخاره هر کس، تنها در مورد آن بخش از کار که مربوط به خود او می‌شود، ارزش و اعتبار دارد و کسی حق ندارد استخاره خود را بر دیگران تحمیل کند و یا در مورد بخشی از کار که با دیگران و یا تصمیم دیگران در ارتباط است استخاره کند و سپس سعی کند تا جواب استخاره را بر طرف‌های مقابل خود تحمیل کند، باید توجه داشت که استخاره هیچ منافاتی با تلاش‌ و کوشش بشری ندارد، بلکه برای استخاره کننده لازم است تا پس از استخاره در مسیر تحقق حاصل استخاره از هیچ تلاش و کوشش لازم دریغ نکند و الا بدون کوشش و تلاش، سودی به حال او نخواهد داشت.

اصل سنت استخاره جزء واجبات نیست

* با این اوصاف اگر کسی استخاره کرد، باید به آن عمل کند؟
- در اصل سنت حسنه استخاره، جز واجبات نیست یا عمل کردن به استخاره جز واجبات نیست، نگفتند که اگر استخاره کردید، باید عمل کنید، لذا اگر به آن عمل نکرد، از لحاظ شرعی حرامی را مرتکب نشده است و حتی نمی‌توانیم اثبات کنیم که مکروهی را مرتکب شده است، ولی اگر خوب آمد و انجام نداد، خیری را از دست داده است، هر چند که آثار وضعی دارد، یعنی آن تبعاتی که خدا در نظرش برای تقدیرات انسان در نظر گرفته بود و خداوند از طریق استخاره به انسان القا کرده است.

عمل نکردن به استخاره آثار وضعی دارد

* گفتید اگر به استخاره عمل نشود، دارای آثار وضعی است، مراد از آثار وضعی چیست؟

- ببینید شما یک راهی را می‌روید و از یک آدم سرشناس می‌پرسید این راه را بروم یا نه، به شما می‌گوید، این جاده از آن جاده طولانی‌تر است، از جاده دیگر برو، شما وقتی به حرف ایشان گوش نکنید از همان جاده طولانی‌تر با دره‌های عمیق بروید- چون راه بلد به عنوان امر شرعی به شما نگفت که این مسیر را نروید بلکه از سر دلسوزی و مشکلات موجود در این راه به شما گفته است که از این مسیر نروید، پس اگر شما مسیر طولانی‌تر را انتخاب کنید و پا در این مسیر بگذارید، گناهی را مرتکب نشده‌اید، ولی شما ممکن است دیر به مقصد برسید، در راه تصادف کنید، همه این مشکلات به سر شما می‌آید، یعنی ضرر دنیوی متوجه شما می‌شود، ضرری می‌کنید که به آن اثر وضعی می‌گویند؛ یعنی یک آثار طبیعی دارد، یک ناگواری‌هایی متوجه دنیای شما و یا متوجه آخرت شما بوده است که شما ضررها را باید متحمل شوید، منتها گناهی صورت نگرفته است.
در مورد بعضی از خواص گیاهان و پزشکی که در روایات ما آمده است، مثلاً گفتند که فلان میوه را زیاد بخورید یا فلان میوه را کم بخورید، حال اگر کسی بیاید، این میوه را زیاد بخورد، یا آنجایی که گفتند زیاد بخور، کم بخورد، گناهی مرتکب شده است! اینها از باب بیان خواص طبیعی است که اگر چنین کند، یک ضررهایی برای شما در پی خواهد داشت، در اینجاست که می‌گویند اثر وضعی و طبیعی دارد، اثر شرعی ندارد، علتش این است که چون معصوم علیه‌السلام، عمل به استخاره و نتیجه استخاره را به عنوان امر شرعی برای ما نفرموده است، بلکه به عنوان امری است که انسان را در رسیدن به مقصود و تصمیمات خودش کمک می‌کند.

تمکین به استخاره پس از طی کردن شرایط استخاره
 
* گاهی پیش آمده است که در امر ازدواج، خانواده عروس و داماد بعد از نتایج آزمایش مبادرت به استخاره می‌کنند و بد می‌آید؛ با توجه به اینکه تحقیقات لازم را هر یک از طرفین انجام داده‌اند، آی در این شرایط عمل به استخاره جایز است؟
- یکی از شرایط استخاره که بیان شد، این است که طرف استخاره‌کننده آمادگی روحی لازم را برای پذیرش جواب استخاره را داشته باشد، یک وقت از همان ابتدا با تردید استخاره می‌کند، یکی از شرایط استخاره این است که طرف عزم کافی را داشته باشد، لذا از همان اول جدی باید بگیرد که اگر خوب بیاید انجام دهد، اگر شل استخاره کند، همان استخاره با قاطعیت سازگار نخواهد آمد، با این اوصاف استخاره صورت گرفته است، پس تکلیف چیست؟
اصل این است که شخص تحقیقات کامل مشاوره، استفاده از تجربیات دیگران، تحقیق و تفحص را انجام داده باشد، اگر باز هم متحیر شد، استخاره کند، حال فرض کنید کسی همه این تحقیقات را انجام داده است، استخاره کرد و بد آمده، از لحاظ شرعی حکم این است که به نتیجه استخاره تمکین کند، چون علتش این است که وجهی در استخاره بر مصالح الهی بوده است که شخص از آن غافل بوده است.
اگر شخص در تحقیقات به نکته منفی نرسیده است، استخاره بد آمده است، برای بار دوم عزم خودش را جدی‌تر کند، یک استخاره دیگر کند، یا یک استخاره برای ترک آن انجام دهد، اگر آن هم بد بیاید، کار میانه است و برود انجام دهد و اگر باز هم بد بیاید، یعنی بد است.

نقل روایت از معصوم شرط استناد به کتاب‌های استخاره است  

* با توجه به اینکه در بازار نشر کتاب، کتاب‌های استخاره بسیاری وجود دارد، آیا می‌توان به این کتاب‌ها استناد کرد؟
- کتاب‌هایی که در مورد روش‌های استخاره نوشته است و روش استخاره را به خواننده توضیح می‌دهد، ملاک منبع آن روش است که این کتاب به یک منبع حدیثی درست اتکا کرده؛ یعنی به معصوم می‌رسد، که استناد به آنها خیلی راحتر است، چون از معصوم روش استخاره نقل شده است، ولی بعضی از کتاب‌ها یکسری استخاره که در منابع روایی نیامده است، پیش عالم و عارفی بودند که مطالب گمنامی را نقل می‌کنند که این روش برای ایشان بوده است، این روش استخاره بستگی به این دارد ، فرد چقدر از طرف کسی که نقل می‌کند، آدم معتبری است، به طور مثال یک عالم بزرگواری در عالم رؤیا، امام زمان(عج) را ملاقات کرده است، اینها بحث‌های ثانویه است و بستگی دارد چقدر ما آدمی که خواب را نقل می‌کند به آن اطمینان.
بعضی از کتاب‌ها در مورد استخاره به قرآن یک نتیجه‌گیری کلی در مورد آیات قرآن نوشته‌اند، مثل قرآن‌هایی که بالای آن خوب و بد نوشته شده، این روش را قبول نداریم، به خاطر اینکه همیشه یک آیه یک فضای خاصی را در ذهن ایجاد می‌کند، اصلاً سنت استخاره مبتنی بر این است که استخاره کننده کدام یک از ابعاد این آیه در ذهن او خطور کند، چون با شخص استخار کننده با عالم ملکوت در ارتباط است، حسن و لطف استخاره این است که خداوند تبارک و تعالی به ذهن استخاره کننده آن بعد، از آیه ‌را در ذهن استخاره کننده می‌اندازد که متناسب با کار اوست ؛یعنی ممکن است در یک فضای فکری و ارتباطی با عالم معنا،در آن آیه یک چیز را بفهمید و در شرایط دیگر، وقتی همان آیه را ملاحظه کنید، یک معنای دیگر در دل شما بیفتد و نتیجه‌ای کاملاً متضاد با آن باشد، بنابراین نمی‌توانیم آیات قرآن را به یک تعبیر کلی بنگریم که خوب یا بد است.

خیر دنیا و آخرت در استخاره لحاظ می‌شود

* نوع نگاه شخص استخاره‌کننده به استخاره چگونه باید باشد؟
-متأسفانه برخی از افرادی که استخاره می‌کنند، به خاطر اینکه در سایه استخاره ارتباط بیشتری با مردم برقرار بکنند، پا را از محدوده استخاره فراتر می‌گذارند، یکسری توضیحاتی را برای کسی که استخاره کرده است، ارائه می‌دهند که دادن توضیحات با فرهنگ اسلامی سازگار نیست، ما در سنت استخاره اسلامی حق نداریم که توضیحات اضافی را ارائه دهیم، در سنت استخاره اسلامی فقط مؤظفیم که طرف را به اقدام یا عدم اقدام کار را برای آن روشن کنیم که انجام دادن این کار به خیرش است یا نیست.
باید توجه داشت که معنای استخاره اسلامی این نیست که بتوان از استخاره برداشت کرد که قطعاً در دنیا به خواسته خود می‌رسیم یا نه، استخاره معنایش این نیست که اگر خوب آمد، حتماً به آن واقعه که می‌خواهیم برسیم، اگر بد بیاید، نخواهیم رسید، ممکن است کسی استخاره کند و خوب بیاید و برای رفتن به مسافرت به آن عمل کند و در آن مسافرت بچه‌اش بمیرد، یک اتفاق ناگواری برای آن بیفتد، معنای استخاره‌‌ای که کرده به این معنا نیست که حتماً در این سفری که دارد سود کلانی خواهد کرد، معنای استخاره این است که این عمل بالاخره به مصلحت بنده یا خیر دنیا و آخرت اوست؛ یعنی در استخاره مجموع خیر دنیا و آخرت طرف لحاظ می‌شود.
بیشتر افرادی که در استخاره دچار شبهه و کج فهمی می‌شوند، از اینجا نشأت می‌گیرد که فکر می‌کنند، استخاره اگر خوب آمد؛ یعنی به آن چیزی که می‌خواهند می‌رسند و حتماً هیچ اتفاق ناگواری پیش نخواهد آمد، اگر استخاره کند با فلانی ازدواج کند، هیچ بگومگویی نخواهد شد، مشکلی در زندگی نخواهد داشت، حتی ممکن است کارشان به طلاق بکشد و از کل سنت‌های اسلام زده می‌شود، به خاطر اینکه فهم درستی از استخاره نداشته است، در استخاره خداوند متعال مطابق قاعده لطف خودش مجموع خیر دنیا و آخرت را برای شخص لحاظ می‌کند و ممکن است، در دنیا یک سری ناگواری‌هایی برای او پیش بیاید که مطابق خواسته‌اش نباشد؛ یعنی تقدیرات الهی چنین رقم زده شده که اگر این راه را برود و این مشکلات بر سرش بیاید، به خیر شخص منتهی شود.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900923001310


آخرین مطالب

 
» سیزده بدر واقعی از نظر استاد شهید مطهری ( پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 )
» پیوندها ( شنبه سوم اسفند 1392 )
» نظر مراجع عظام در خصوص هفتم صفر ( سه شنبه نوزدهم آذر 1392 )
» آثار عزلت ( شنبه نوزدهم مرداد 1392 )
» سعد ونحس ایام ( چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 )
» آیا نحس بودن برخی ایام واقعیت دارد+نظر علامه طباطبایی(ره) ( دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 )
» معنا، مصادیق و فواید «صله رحم»/ پرهیز از معاشرت با قطع‌کنندگان رحم ( پنجشنبه هشتم فروردین 1392 )
» راه وصل شدن به دریای علم امام علی(ع) ( یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 )
» خواب عجیب یک عالم درباره «مرحوم حلوایی» ( شنبه نوزدهم اسفند 1391 )
» نگاهی به جلسات اخلاق آیت‌الله ضیاء‌آبادی ( سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 )
» معنای اطاعت 24 ساعته از نماز ( یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 )
» رهبر معظم انقلاب در بیت مرحوم آیت‌الله خوشوقت ( یکشنبه ششم اسفند 1391 )